محمد كاظم بن محمد تبريزي
76
منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )
چرا دائم الاوقات سياهپوش هستيد ؟ فرمودند كه عادت من چنان بود كه در ايام شهادت سيدالشهدا ( ع ) يعنى در ماه محرم سياه مىپوشيدم . در سال شهادت پدر بزرگوارت سلطان صدر به عادت معهود سياه پوشيده بودم كه خبر شهادت او رسيد . عهد كردم كه ديگر بعد از اين دو پسر رسول خدا سياه را از تن خود بيرون نياورم . شاه اسماعيل فرمودند كه پس سبب چه خواهد بود بر اينكه از براى پدر سياه مىپوشى و به حال پسر اعتنا نمىكنى ؟ ! و حال آنكه اشخاصيت ( ؟ ) من در ظاهر از او زياده و حق من در رواج مذهب از او افزونتر است . فرمودند آنكه در حق پدرت مىكنم از براى رضاى خدا و پيغمبر اوست لكن سلطنت تو مانع اين مطلب شده ، ترسيدم كه تقرب تو مرا به عجب انداخته نفسانيت را پيشكار نمايد . مجملا وفات آن بزرگوار هم در زمان سلطنت شاه اسماعيل در سال نهصد و بيست و سه هجرى واقع شده . الآن مرقد منورش در محلهء ويجويه در نزديكى آجرپزخانهها مطاف جميع طوايف است . صاحب روضة الاطهار مسئلهء سؤال و جواب سياهپوشى به شيخ محمد ( محمود ) نام داده و صاحب مجالس المؤمنين نسبت اين فقره را به كس ديگر داده لكن الآن همين بزرگوار به همين نام مشهور و مرقدش در محلهء ويجويه معروف است . محل اعتماد و بلكه در مقام يقين اسمش سيد على خواهد بود . 4 . در احوالات سيد العارفين سيد حسين اخلاطى - عليه الرحمة « 1 » : مسقط الراس آن بزرگوار در اخلاط بوده . در مدت قليل در علوم مختلفه از كيميا و ليميا و اسرار و جفر و اعداد يد بسط رسانيد ، و تأليفات بسيار از آن زبدهء اخيار در صفحهء روزگار به رسم يادگار مانده . از آن جمله كتابى است كه در علم ليميا و اسرار نوشته كه [ 30 ] ما فوق تصور بشر است . نمىدانم مقام رتبهء آن جناب و توصيف كتب او را چطور
--> ( 1 ) . روضة الاطهار ، ص 80 .