محمد كاظم بن محمد تبريزي
7
منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )
[ مقدمه رسول جعفريان ] بسم اللّه الرحمن الرحيم و الحمد للّه رب العالمين دانش شرححالنگارى ، جزئى از دانش فربه « تاريخنويسى » در تمدّن اسلامى است ، بهطورى كه بسيارى بر اين باورند كه اساس تاريخنويسى اسلامى ، از سيرهنويسى آغاز شده و همواره اصول سيرهنويسى بر تاريخنگارى ما سيطره داشته است . اين دانش در طول تاريخ در شكلهاى مختلف متجلّى شده است كه بخشى در قالب صحابهشناسى ، زندگينامهنويسى براى تابعين در شكل طبقاتنگارى و سپس در شكل « طبقاتنويسى » گسترده براى عالمان مذاهب مختلف فقهى و فكرى و حتّى دانشمندان رشتههاى علمى درآمده است . براى مثال ، طبقات حنفيّه ، طبقات مفسّران ، طبقات قرّاء و دهها نمونهء ديگر . از حوالى قرن ششم ، بهتدريج ، دانش طبقاتنگارى در قالب تذكرهنويسى براى ابدال و اقطاب ظاهر شد ، چنانكه مدتى بعد علم « تذكرهنويسى » براى شاعران و اديبان نيز رواج يافت و ادبيات ويژهاى را به خود اختصاص داد . تذكرة الاولياء عطّار ، و يا حتّى بخشهايى از فضائل بلخ و جز اينها رشتهاى به نام شرححالنگارى اولياء و ابدال را در تمدّن اسلامى بنياد گذاشته ، كه از اصول و چهارچوبهاى صوفيانه طرفدارى كرده و علاوه بر زندگينامهنويسى عادى ، به بيان كلمات شگفت و كوتاه آنان ، برخى از كرامات ادّعايى و توصيههاى اخلاقى و عبادى و رفتارى مىپرداخت . شمارى از آثار تذكرهاى در قالب بيان شرح حال در گذشتگان برجستهاى است كه در