محمد كاظم بن محمد تبريزي

19

منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )

در جاى ديگرى مىگويد كه او در سال 1238 مرده و بيست سال است كه هر شب آدينه به زيارت او مىروم « 1 » . لقب خودش را هم « اسرار على شاه » دانسته . در آخر كتاب هم فصلى به نام « بهار دوم » را به اسماء مشايخ اين سلسله اختصاص داده و آخرين قطب اين سلسله خودش را شناسانده است . پديدآورندهء اين كتاب استفادهء زيادى از روضة الاطهار كرده و همه جا با جوانمردى منبع خود را ذكر كرده ، امّا اين استفاده به صورت رونويسى نبوده ، بلكه نقّادانه است . نه تنها راجع به روضة الاطهار ، بلكه نظر او به نوشته‌هاى ديگر هم همين‌گونه است . چند موردش را باهم مىخوانيم . 1 . اگرچه صاحب روضة الاطهار نوشته كه مسجد شاهى را بعد از وفات آن بزرگوار در روى قبرش بنا كردند ، لكن ما روايت او را از رياض الابرار نموديم و اعتماد ما بر آن زياده‌تر است « 2 » . 2 . از جملهء اشتباهاتى كه مولانا حشرى - عليه الرحمة - كرده يكى هم بودن قبر سلطان على خطاط است كه در تبريز دانسته زيراكه صاحب حبيب السير و مجالس المؤمنين هر دو معتقدند كه آن بزرگوار در مشهد مقدس است و قول حبيب السير معتبرتر است . « 3 » 3 . و فقرهء چين رفتن و احوالات او را با شهريار چين و نمودن خوارق غير معهود و مجذوب نمودن او در روضة الاطهار مسطور است . چون محل اعتماد نبود لهذا تركش كرديم . « 4 » 4 . و صاحب روضة الاطهار سبب شهرت آن جناب را به « پير كله » كلمات چند نوشته كه قابل نوشتن و خواندن نبود ، ترك نموديم . « 5 » 5 . صاحب اجمل التواريخ مدفن سلطان محمود را در همدان دانسته . گويا اشتباه نموده « 6 » .

--> ( 1 ) . كتاب حاضر ، ص 111 و 112 . ( 2 ) . ر . ك : ص 101 . ( 3 ) . ر . ك : ص 105 . ( 4 ) . ر . ك : ص 120 . ( 5 ) . ر . ك : ص 139 . ( 6 ) . ر . ك : ص 184 .