محمد على آزاد كشميرى
63
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
على مجلسى مذكور است كه آخوند ملا محمد تقى مجلسى را سه پسر به حد كمال رسيدند : اكبر اولادش ملا عزيز الله نام داشت ، و پسر دوم ملا عبد الله ، و پسر سوم ، علامهء مجلسى صاحب بحار الانوار - طاب ثراهم - كه احوال هريكى از ايشان در مقام خود خواهد آمد . انشاءالله تعالى . ايضا در رسالهء مزبوره مسطور است كه آخوند موصوف را چهار دختر بودند : يكى آمنهء فاضله زوجهء علامه ملا محمد صالح مازندرانى شارح اصول كافى است . سيجىء احواله انشاءالله . ديگرى زوجهء فاضل ملا محمد على استرآبادى است . سوم زوجهء فاضل علامه ميرزا محمد بن الحسن الشيروانى مشهور به ملا ميرزا . چهارم زوجهء فاضل متبحر ميرزا كمال الدّين فسوى شارح شافيه است . و احوال فاضلين اخيرين در مقام خود خواهد آمد . انشاءالله . و تفصيل احوال ساير اسباط و احفادش موكول بر رسالهء مذكوره است . مؤلف گويد كه فاضل جليل و محدث نبيل ملا محمد طاهر قمى نجفى كه مجملى از احوالش بعد از اين انشاءالله تعالى تحرير مىشود و از معاصرين آخوند ملا محمد تقى مجلسى - عليه الرحمة - بود رسالهء تشنيع بر اعمال و اقوال صوفيهء تأليف نموده و آخوند - عليه الرحمة - بنا بر آنچه بهسوى آن جناب نسبت مىكنند رسالهاى در جواب آن بر نهج حواشى از جانب صوفيه مشتمل بر مناظره در تاريخچهء طريقهء فاسده و اعمال كاسدهء آن فرقهء مبتدعه و حمايت جمعى از اسلاف ايشان و ادعاى تشيع آن بدكيشان نوشت . ملا طاهر مذكور بار ديگر رد جواب مذكور نوشته و به حجج ساطعه به نقض ايشان پرداخته بر وجهى كه عامهء مؤمنين را از براى اطلاع و آگاهى بر حال ضلالت مآل صوفيه كافى است و بر تقديرى كه جواب رسالهء مذكوره را به حيثيتى كه متداول است آخوند مذكور تأليف كرده باشد واضح مىشود كه آخوند در اوايل حال خود ، طريقهء صوفيه و اعمال مبتدعهء ايشان را نيكو مىدانست يا آنكه طريقهء تقيه و مماشات و تأليف قلوب آن قوم ضلالتشعار به نيت خير و مجادلهء حسنه - كما شهد به ولده العلامة المجلسى - مقصور همت عالى داشت . اما نسبت تأليف جواب مذكور بهسوى او ثابت نيست و ديگر كتب او كه در اواخر عمر خود تصنيف كرده است نسبت تصنيف آنها بهسوى او متواتر است و بر تبحر عظيم او در علم فقه شيعه و احاديث اماميه دلالت دارد . و اگرچه از بعض مواضع آنها حسن ظن او به صوفيه ظاهر مىشود لكن سلوك او به مسلك فاسدهء صوفيه در عقايد و اعمال يافته نمىشود . بلكه خلاف آن از كتب مذكوره مستفاد است . پس بعيد نيست كه جواب رسالهء مزبوره را شخصى از صوفيهء آن زمان نوشته به آخوند - عليه الرحمة - منسوب نموده باشد تا كلامش را معتبر شمارند . در حقيقت دامن حال آخوند مرحوم از لوث چنين اقوال فاسده پاك بود . و ايضا خودش در لوامع به تقريب معنى حديث قدسى كه در فضيلت مؤمن مصلى به نوافل مشتمل بر لفظ كنت سمعه الذى يسمع به و امثال آن وارد است مىفرمايد كه چنان مؤمن به قوت