محمد على آزاد كشميرى

61

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

آخوند موصوف در اوايل كتاب لوامع ، جمعى از اساتذهء خود را ذكر نموده فرموده است كه از جملهء كسانى كه مرا اجازهء كتب احاديث داده‌اند استاد من شيخ بهاء الدّين عاملى است كه به واسطهء پدر خود شيخ حسين بن عبد الصمد از شهيد ثانى روايت داشت و او از شيخ نور الدّين على بن عبد العالى . و ديگر استاد من مولانا عبد الله بن حسين شوشترى است كه به واسطهء شيخ نعمة الله بن خاتون عاملى از شيخ نور الدّين على بن عبد العالى كركى روايت داشت . و ديگر قاضى معز الدّين محمد و شيخ يونس جزايرىاند كه به واسطهء شيخ عبد العالى بن شيخ نور الدّين على بن عبد العالى از پدرش روايت داشتند . و ديگر قاضى ابو الشرف ، و پسر عمهء من شيخ عبد الله بن جابر عاملى و خال من ملا محمد قاسم بوده‌اند كه همهء ايشان از شيخ علماى زمان خود ملا درويش محمد اصفهانى عاملى كه جد من است روايت داشتند . و از او شيخ نور الدّين على بن عبد العالى كركى روايت داشت . همچنين سلسلهء روايت را به وسائط علماى اعصار به چندين طريق به‌سوى شيخ صدوق ابن بابويه مصنف كتاب من لا يحضره الفقيه منتهى ساخته است . ملا حيدر على مجلسى در رسالهء اجازهء خود آورده كه علامهء فهامه محمد تقى مجلسى فاضل و عالم و محدث و پرهيزكار و ثقه بود . در سال يك‌هزار و سه ( 1003 ) هجرى متولد شد و در سال يك‌هزار و هفتاد ( 1070 ) هجرى وفات يافت . دخترزاده‌اش ملا محمد سعيد اشرف - خلف ملا صالح مازندرانى - در كليات منظومهء خود تاريخ وفات آخوند را چنين آورده : گفت در تاريخ هجرانش دل حسرت نصيب * « وعدهء ديدار يا رب جنت الماوى بود » از جملهء تصانيف او شرح كتاب من لا يحضره الفقيه است به عربى موسوم به روضة المتقين ، و شرح ديگر به فارسى موسوم به لوامع صاحبقرانى ، و شرح صحيفهء كاملهء سجاديه ، و كتاب حديقة المتقين در احكام عبادات ، و رساله در احكام رضاع ، و رسالهء مبسوط در احكام حج . ظاهرا تصنيف اكثر كتب آخوند - عليه الرحمة - در اواخر عمرش واقع شده چنان‌كه از ديباچهء كتاب روضة المتقين ظاهر مىشود كه در سن شصت‌سالگى به تصنيف آن پرداخت و در مجلد آخر از كتاب مذكور گفته است كه من از عمر خود زياده از پنجاه سال در تحقيق احاديث حضرت سيد المرسلين و ائمهء معصومين - صلوات الله عليهم اجمعين - صرف كرده‌ام و اولا كتب متداوله در علم كلام و اصول و فقه را قرائت نمودم و هرآنچه علماى ما اماميه و غير ايشان تصنيف كرده‌اند مطالعه كردم . و ايضا در مجلد مذكور كه شرح احوال راويان است بعضى از خوابهاى خود را نقل كرده است كه دلالت بر علو مرتبه‌اش دارد . از آن جمله خوابى است كه به تقريب ذكر سند صحيفهء كاملهء سجاديه نقل كرده و خلاصه‌اش آنكه حضرت صاحب الامر - عليه السلام - او را به خواب براى گرفتن كتابى از شخصى دلالت فرمود ، و آخوند - عليه الرحمة - در همان حال آن كتاب را از آن شخص يافته ملاحظه نموده ديد كه صحيفهء كامله است . چون بيدار شد و چيزى نيافت تا صباح به تضرع و زارى بود . پس