محمد على آزاد كشميرى

32

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

شيخ يوسف بحرانى در لؤلؤة البحرين آورده كه : « بعضى طعن بر شيخ بهاء الدّين - عليه الرحمة - مىكنند به‌سبب آنكه در بعض كلمات و اشعارش قول به تصوف يافته مىشود . حق در جواب اين معنى آن است كه محدث علامه سيد نعمة الله جزايرى افاده فرموده كه شيخ مذكور با هر فرقه و اهل هر ملت به نهجى كه مقتضى طريقه و مذهب ايشان بود صحبت مىداشت حتى آنكه يكى از علماى عامه دعوى كرد كه شيخ از جملهء ايشان بود . سيد مذكور گويد كه من كتاب مفتاح الفلاح را كه نزد من در آن‌وقت بود ظاهر كردم . پس آن شخص به ملاحظهء آن كتاب بر تشيع شيخ مطلع شده تعجب نمود . و سيد مذكور چندين حكايت مؤيد اين مطلب ذكر نموده به اين اشعار از قصيدهء شيخ مزبور كه موسوم به « وسيلة الفوز و الامان » كه در مدح حضرت صاحب العصر و الزمان - عليه السلام - گفته بود استدلال نموده ، شعر : و انى امرؤ لا يدرك الدهر غايتى * و لا تصل الايدى الى سبرا غوارى اخالط ابناء الزمان بمقتضى * عقولهم كى لا يفوهوا بانكارى و اظهر انى مثلهم يستفزنى * صروف الليالى باختلاء و امرار و ايضا مؤيد مطلب مذكور آن است آنچه شيخ حر عاملى در رسالهء اثنى عشرية فى رد الصوفية آورده كه جميع شيعه انكار بر صوفيه داشته‌اند و تكفير ايشان نموده‌اند و روايات در مذمت ايشان از ائمهء معصومين - عليهم السلام - نقل كرده‌اند . از آن جمله جمعى از علماى اعلام‌اند كه رد بر صوفيه نموده‌اند و تصريح به كفر و ضلالت ايشان فرموده‌اند و در اين مقام چند تن علماى اماميه را نام برده از آن جمله مىفرمايد كه شيخ جليل ما شيخ بهاء الدّين عاملى در « كشكول » خود حديثى در مذمت و تكفير صوفيه نقل كرده و در چندين موضع در كتاب مذكور و غير آن صريحا انكار بر ايشان فرموده است . و اما آنچه شيخ مذكور چيزهائى كه متعلق به زهد و امثال آن و متضمن تفاوت درجات مردم در معرفت است از كلام صوفيه نقل مىكند منافاتى در آن نيست . و مخفى نتوان بود كه شيخ مزبور عمر شريف خود را در تحصيل علوم شريعت و در قرائت و بحث و تحقيق و تأليف كتب فقهيه صرف فرموده و اين معنى منافى طريقهء تصوف است قطعا » . انتهى ملخصا . و از بعض تلامذة آقا باقر بهبهانى منقول است كه آقاى موصوف مىگفت كه جناب شيخ بهاء الدّين - عليه الرحمة - اهل تصوف را به اين مرتبه از اسلام بىبهره مىدانست كه هرگاه در مجلس شيخ بعضى از آن فرقه حاضر مىشد بعد از بيرون رفتن او جناب شيخ به تطهير فرش امر مىفرمود . از تلامذهء جناب شيخ جمعى كثير و جمى غفيرند . اگرچه عثور « 1 » بر احوال تمامى ايشان متعسر است اما احوال جمعى از ايشان كه به نظر جامع اوراق درآمده خواه بالاجمال و خواه بالتفصيل در مقام

--> ( 1 ) . عثور - ديده‌ور شدن ( لغتنامهء دهخدا ) .