محمد على آزاد كشميرى
21
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
مفارقت او به منزلهء روز عاشورا بود ، و قريب صدهزار كس بر جنازهاش نماز كردند ، و چنين اجتماعى بر جنازهء ديگرى از فضلا نديدهام ، و در جوار مزار سيد اسماعيل بن زيد بن الحسن - عليه السلام - مدفون شد . پس بعد از يك سال بهسوى كربلاى معلى به مشهد حضرت امام حسين - عليه السلام - نقل كردند ، همچنان جسم مقدس او را در وقت نقل كردن يافتند كه متغير نشده بود . و او از جملهء آنچه ديدهام و شنيدهام كرامات كثيره داشت و به خدمت شيخ طايفهء اماميه و زاهدترين مردم در زمان خود مولانا احمد اردبيلى - عليه الرحمة - قرائت احاديث نموده بود و هم به خدمت شيخ اجلّ شيخ احمد بن نعمة الله بن احمد بن محمد بن خاتون عاملى - رحمه الله - و به خدمت پدرش شيخ نعمة الله قرائت كرده بود و از ايشان اجازهء روايت احاديث داشت و مرا اجازه به آن داد . مىتوان گفت كه انتشار و ترويج علم فقه و حديث از ذات مقدس او در اصفهان واقع شد اگرچه سواى او ديگر علما هم موجود بودند لكن ايشان اشتغال بسيار داشتند و مدت درس ايشان اندك بود بهخلاف مولانا عبد الله مذكور كه چون او از كربلاى معلى بهسوى عجم آمد قريب چهارده سال در اصفهان اقامت فرمود و در وقتى كه او داخل اصفهان شد عدد طالبان علم در آنجا به پنجاه نرسيده بود ، و در وقت وفاتش زياده از هزار كس از فضلا و غير ايشان از طلبهء علم موجود بودند . شمار فضائل و مدايح او در مختصرات ممكن نيست » . انتهى محصل كلامه . در تاريخ عالمآراى عباسى تأليف منشى اسكندر بيك كه از منشيان عهد شاهعباس صفوى بود به تقريب ذكر متوفيات سال يكهزار و بيست و يك هجرى مسطور است كه : « افضل العلماء و المجتهدين مولانا عبد الله شوشترى كه چند سال بود كه از نجف اشرف به ولايت عجم آمده و در دارالسلطنهء اصفهان اقامت داشت در روز جمعه بيست و چهارم ماه محرم سنهء يكهزار و بيست و يك مذكور ، اندك عارضهاى او را طارى شد . روز شنبه مير محمد باقر داماد و شيخ لطف الله مدنى كه از مدتى به جهت مباحثات علمى و مسائل اجتهادى فىمابين ايشان غبار ، ارتفاع يافته بود به عيادت او رفتند . جناب مولانا به ايشان معانقه كرده در كمال شكفتگى صحبت داشت . شب يكشنبه بيست و ششم ماه مذكور قريب به صبح بعد از اقامت نماز تهجد و نوافل بيرون آمد كه ملاحظهء وقت نماز نمايد . چون عود نمود در رفتن از پاى افتاده بىآنكه مهلت سخن گفتن يابد دعوت حق را اجابت نموده مرغ روحش از قفس بدن پرواز كرد . جناب مولانا در كمالات نفسانى و تقوا و پرهيزكارى و بىتعلقى دنيا درجهاى عالى داشت و از اشربه و اغذيه و تنعمات دنيا به سد رمقى قناعت نموده اكثر اوقات صائم بود و به شورباى بىگوشت افطار مىكرد . مدت سى سال در نجف اشرف و كربلاى معلى ساكن گشته در خدمت مجتهد مغفور مولانا احمد اردبيلى استفادهء علوم دينيه مىنمود و از مولاناى مذكور اجازت نماز جمعه و جماعت و تلقين مسائل اجتهاديه يافته بود ، و در روز فوت او صداى نالهء صغير و كبير خلايق به اوج آسمان مىرسيد . اشراف و اعيان زمان آرزو مىكردند كه به تيمن و تبرك ، دستى بر