محمد على آزاد كشميرى
353
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
اقدس كربلاى معلى و در آن بلدهء خلد مثال از فضلاى نامدار و علماى عالىمقدار ، اصول و فقه و حديث را استفاده نموده به مراتب بلند رسيد . پس از آنجا عازم خراسان و تا حين تحرير كه زياده از پانزده شانزده سال است ، در مشهد رضوى از خدمت فيلسوف اعظم ، ميرزا مهدى ، كه از غايت اشتهار بىنياز از اظهار است به استفادهء حكميات و الهيات مشغول و صيت فضايلش در آن نواح بلندآوازه است » . 16 ) السيد العلامة ميرزا محمد مهدى بن هداية اللّه الموسوى الاصفهانى المشهدى الملقب بالشهيد الرابع [ 1153 - 1218 ه ق ] : نسب شريفش به امام موسى كاظم - عليه السلام - مىرسد . اصل وطن و مولد آن جناب بلدهء اصفهان است و به مجاورت مشهد رضوى منسوب به آنجاى اقدس شد و همانجا شهادت يافت . از اعاظم علما و مشايخ نبلا و فضلا بود . مراتب فضيلتش كالشمس فى وسط النهار هويدا و آشكار است و مستغنى از اظهار ، و تحصيل علوم از عظماى مشايخ مانند آقا باقر بهبهانى و زبدة المحدثين شيخ مهدى فتونى - طاب ثراهما - فرموده . از تصانيف شريفهاش شرحى است بر كتاب دروس شهيد اول - عليه الرحمة - كه بين العلماء مشهور و متداول بين الجمهور است . ميرزاى موصوف از جناب سيد محمد حسين بن ملا صالح كه در اصفهان شيخ الاسلام و دخترزادهء مولانا آخوند مجلسى - عليه الرحمة - است نيز روايت دارد . قصهء شهادت آن جناب بنا بر آنچه در تذكرة العلماء مرقوم است اين است كه : نادر ميرزا نبيرهء نادر شاه ، مشهد مقدس را در تحت حكومت خود داشت . چون فتحعلى شاه قاجار بر او خروج نموده مشهد مقدس را محاصره كرد نادر ميرزا دروازهء قلعه را بند ساخت . روزى چند بر اين گذشت . پس اهل مشهد را از جهت بند شدن دروازه اذيت بسيار رسيد . لاجرم استغاثه به ميرزاى موصوف آوردند . ميرزا پيام به نادر ميرزا فرستاد كه با اهل محاصره صلح كن و دروازه را بگشا كه اين همه به جان رسيدهاند . نادر ميرزا قبول نكرد . آخر كار جناب سيد امر فرمود كه تا بعضى از اهل مشهد بدون اجازت نادر ميرزا آن دروازه را گشادند . چون نادر ميرزا بر اين معنى مطلع شد گمان كرد كه سيد با اهل محاصره سازش داشته ايشان را به جهت محاصره طلب داشته است . فى الفور به خشم آمده با شمشير برهنه پيش ميرزا رسيد . گويند كه ميرزا آنوقت در صحن مشهد مقدس به تلاوت قرآن مجيد مشغول بود . پس نادر ميرزا گفت : اى سيد ! تو دشمن ما را به محاصرهء ما و حكومت ، اينجا طلبيدى ؟ فرمود كه