محمد على آزاد كشميرى

349

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

نديده‌ام و الحق تا به فيض صحبت او بودم ، منافرات اوضاع اين كشور چندان معلومم نمىشدند . اگرچه در خدمتش كتابى بخصوص نخوانده‌ام ليكن به منزلهء استاد مشفق در هر جلسه آن‌قدر مطالب علمى و مسائل غامضهء حكمى و نقلى از او استفاده كرده‌ام كه حق ايادى و شكر نعم او به زبان طلاقت بيان و قلم مكسور اللسان ادا نگردد . و چون به امر وكالت از جانب مثل آصف الدوله رئيس بىمانندى مأمور بود اسباب تجمل و دورباش به اعلا درجهء نيكوئى داشت اما به‌طورى كه شيوهء دنياداران - خاصه اعاظم هندوستان است - بر خود نبستى « 1 » و با ادانى ، سلوك برابرى نمودى و به علم و فضل نيز افتخار نكردى و با پست‌رتبه‌ترين طلبه به فروتنى و شكفته‌طبعى بودى . چند سال قبل از اين آصف الدوله او را به لكهنو طلب فرمود و نيابت خود را به تكليف و اصرار به او داد . با آنكه مدام ، كاره آن كار بود به نهج ستوده به تقديم رسانيد . مكرر مىفرمود كه از نيابت آن‌قدر به تنگ آمده‌ام كه مىخواهم سر به صحرا بگذارم ! مرا با نيابت چه مدخل ؟ و در ميانه چه مناسبت ؟ كسى كه مقام عمر را به صحبت علما و فضلا و كتب دانشمندان به مطالعه و خوض در علوم بسر برده باشد با اين مردم عوام كه در اين دولت جمعيت دارند چگونه تواند گذرانيد ؟ و در آن زمان نيز ، حجّاب و دربان و عمله نگاه نمىداشت . هركس مىخواست به او مىرسيد و به اين سبب پيوسته در بارگاه او از ارباب حوايج ، آمدوشد دشوار بود و چار و ناچار به مزاجرات آن كار صبر مىنمود . تا اينكه آصف الدوله جام تلخ مرگ از دست ساقى اجل نوشيد و زمان دولت او سپرى گرديده نوبت رياست به برادر او نواب سعادت‌على خان رسيد . از آن كار استعفا و هر قدر نواب مذكور لجاج و ابرام نمود مقبول نيفتاد . باز به كلكته برگشته در خانهء خود و گوشهء منزل خويش به كنجى نشست و دربر روى مردم بيگانه و ارباب دنيا كه هجوم مىآوردند ببست و به مطالعهء كتب و افاده مىگذرانيد تا در ابتداى سنهء اربعة عشر بعد الالف و المائتين ( 1214 ) بيمارى فالج و ماليخوليا عارض او گرديد . اطباى هر فرقه معالجه مىنمودند و همگى متفق اللفظ بودند كه از كثرت مطالعه و دقت در مسائل حكمى به اين مرض مبتلا شده . و چون در كلكته از معالجه فايده‌اى مترتب نگشت به قصد تبديل آب‌وهوا ، ره‌گراى سمت لكهنو گرديد . از بنارس گذشته و نارسيده به لكهنو در هيجدهم شوال سنهء خمسة عشر بعد الالف و المائتين ( 1215 ) به ملأ اعلى انتقال نمود . حشره اللّه مع اوليائه الاطهار » . صاحب مفتاح التواريخ « 2 » نوشته كه : « از جملهء مصنفات آن يگانهء زمانه ، يكى در هيئت حكماى

--> ( 1 ) . بر خود بستن - به خود نسبت كردن ، بر خويشتن بستن . ( 2 ) . مفتاح التواريخ نوشتهء توماس ويليام بيل THomas William Beale نگارندهء مستوفى مالياتى در استانهاى شمال باخترى هند بوده و در شهر آگره درگذشته است . اين كتاب فهرست ماده تاريخها به‌ويژه زاد و مرگ پادشاهان اسلامى و فرزانگان و بزرگان همراه با يادداشتهاى تاريخى و ساختمانها و گزارش آن ساختمانها و رويدادها تا 1265 ه ق مىباشد و تاكنون دوبار چاپ شده است يكى در سال 1849 در آگره و ديگرى در