محمد على آزاد كشميرى

340

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

اخذ العهد ممن راه على عدم الابراز حال الحياة و قريب من ذلك حكاية السرداب سمعتها مفصلة عن بعض العلماء الثقات نقلا عن غيره و هى معروفة و من ذلك ما اشتهر من نياحة الجن عليه - طاب ثراه - فى السرداب المتوفى فيه بل و خدمتهم له و اخذهم العلوم منه » . درجهء قصواى علم و عمل و ورع آن جناب به حدى بود كه در آئينهء حق‌نما از جناب مولانا السيد دلدار على - طاب ثراه - نقل است كه در ايام عبور آن جناب به ديار فايض الانوار ائمهء اطهار - عليهم السلام - از زبان سيدى باوقار از سادات اهل خطه كه اسمش سيد حسن و از سالها مجاور روضهء مقدسهء غرويه بود شنيد كه مىگفت : اگر در اين زمان جناب بحر العلوم دعوى عصمت نمايد احدى را مجال قدح و جرح در آن نيست . و هم نقل است كه در هنگامى كه آن قبلهء زمان وارد مكهء معظمه بود و در آنجا مراحل تقيه را طى مىفرمود شخصى از بعض فضلاى اهل سنت سؤال كرد كه اين سيد اگرچه اظهار مذهب اهل سنت مىنمايد اما معلوم نيست كه از مذاهب اربعهء سنيان ، كدام مذهب را اختيار كرده است ؟ آن فاضل در جوابش گفت كه اين را نمىدانم ولى اين‌قدر مرا معلوم و متيقن است كه اگر سيد ، مذهب خامس را سواى مذاهب اربعه اختيار نمايد و در آن استدلال فرمايد كسى از اهل تسنن به معارضهء او اقدام نمىتواند كرد و حق اين است كه فضائل و كرامات و خوارق عادات آن عالىجناب بيرون از حد و احصا است ، اگر كسى استقصا خواسته باشد كتابى جداگانه بايد نگاشت . صاحب تحفة العالم به تقريب ذكر ساكنين نجف اشرف آورده : « سيد جليل المناقب عظيم القدر ، سيد محمد مهدى طباطبائى بروجردى ، از اكابر فقهاى زمان و اعاظم محدثين دوران و در جميع علوم معقول و منقول وسيع الباع « 1 » و به جامعيت و تقوا فريد اصقاع « 2 » بود . چند سال در حرمين شريفين مجاور و به مذاهب اربعه مدرس بود . بسا تحقيقات شريفه و مصنفات عاليه از مآثر قلم آن امام همام به يادگار است . در اواخر به‌سبب سمن مفرط « 3 » و بيمارى خفقان از افادهء علوم وامانده ، عزلت داشت و به مطالعه و تأليف به‌قدر طاقت مىپرداخت . چند سال قبل در همان مكان مقدس آرميد . اللهم ارحمه و احشره مع اوليائك الصديقين » . انتهى . وفات آن جناب در سنهء اثنتى عشرة بعد المائتين و الالف واقع شد . عمر شريفش تقريبا پنجاه و هفت سال بود . شعراى عرب و عجم در مرثيه و تاريخ فوت او قطعات و قصايد غرا انشا نموده‌اند . از آن جمله به يك‌دو بيت اقتصار مىرود : عجب غمى است كه دل زين مصيبت جانكاه * به سينه خون شد و بيرون ز چشم پرنم رفت

--> ( 1 ) - وسيع الباع - كنايه از چيره‌دستى در دانش است . ( 2 ) . اصقاع - نواحى ، اطراف . ( 3 ) - سمن مفرط - چاقى بيش از اندازه .