محمد على آزاد كشميرى
325
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
172 ) السيد محمد شفيع بن السيد طالب بن السيد نور الدّين بن السيد نعمة اللّه الجزائرى [ - 1204 ه . ق ] : « 1 » سيد عبد اللطيف خان شوشترى كه برادر سيد موصوف است در كتاب تحفة العالم گفته : « ذو الفضل الجميع و الشأن الرفيع ، السيد محمد شفيع بن السيد طالب - حرسه اللّه - فرزند نخستين والد بزرگوار و نسبت به من و ديگر برادران بغايت نيكوكار بود . به ذكاء و حدت فهم و استقامت سليقه و جامعيت فنون علميه خصوصا رياضى و اصول فقه ، موصوف و به تبحر بين الافاضل معروف . طبعش نقاد كاسد و رايج و محك ناقص و كامل و پيوسته ملجأ غربا و ضعفاى هر ديار ، و دست دريانوالش رشك ابر بهار بود . در شوشتر از عم عالىمقدارش سيد عبد اللّه عربيت و نجوم را استفاده نموده به درجهء كمال رسيد و از آنجا روانهء عتبات عرش درجات و فقه و حديث را از خدمت شيخ اجل شيخ مهدى فتونى و شيخ يوسف بحرانى ، و اصول را از استاد الافاضل آقا محمد باقر بهبهانى اصفهانى و حكميات را از آقا محمد [ باقر ] هزارجريبى - كه صيت تبحر و فضيلت هريك از اين بزرگواران خافقين را مالامال دارد و از غايت اشتهار مستغنى از اوصافاند - تكميل نمود و در ارض اقدس كربلا مجاور گرديد . شيخ مهدى و شيخ يوسف در مراتب فقه و حديث و رجال ، امام اعلام و ملك الكلام و از جملهء اخباريين بودند . . . بالجمله سيد عالىمقام سالها در خدمت او تلمذ نمود و از بركت تربيت و انفاس آن وحيد دوران به اعلى درجهء فضيلت صعود نمود . در شرح مبسوطى كه بر مفاتيح مولانا محمد محسن كاشانى نوشته آن والامقام او را ممد و معاون و در آن اماكن بابركت و اعزاز پيوسته ضياءبخش انجمن افاضل و مصاحب دانشوران كامل بود . در فن طبابت جالينوس زمان و انگشتنما و در استخراج احكام نجومى يد بيضا مىنمود . . . از آن مقام به شوشتر عود پس باز از آنجا روانهء ارض اقدس كربلاى معلى شده سكنى و به عبادت و حقطلبى مشغول شد تا در سنهء يكهزار و يكصد و هشتاد و شش ( 1186 ) هجرى كه مرض طاعون از قسطنطنيهء اسلامبول به عراق عرب سرايت نموده تمامى آن حدود را فراگرفت و خلقى انبوه كه عدد آنها را خداى داند و بس ، به آن مرض درگذشتند و در بغداد كه اعظم بلدان عراق عرب است ، در روز اول هفتاد هزار كس بمردند و در روز دوم و سوم از حساب درگذشت ، عتبات عاليات كه مشحون به افاضل و علما بودند ، همهء آنها درگذشتند مگر معدودى كه فرار كردند يا در اجل آنها تأخيرى بود . سيد محمد زينا « 2 » كه از ادباى روزگار بود تاريخ آن را « لطاعون عظيم » ديد و چون امتداد به هم رسانيد كه سنهء
--> ( 1 ) . تحفة العالم ، ص 131 . ( 2 ) - متن : « سيد محمد بن سيد زينا » .