محمد على آزاد كشميرى

295

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

احمد بن ناصر [ حجرى ] بحرانى قرائت نموده بود . و شيخ محمد ، فقيه و اصولى بحت « 1 » و دقيق النظر و ظريف و لطيف و متواضع و صاحب تصانيف بود . و نيز شيخ يوسف بحرانى آورده كه پدرم مىگفت : وقتى كه استادم شيخ سليمان در عجم بود به خدمت شيخ محمد بن احمد مذكور ، طلب درس نمودم . پس او از راه تواضعى كه با استاد من داشت اجابت نفرمود ، و سن شريف او قريب به هشتاد سال بود و در نماز جماعت به شيخ حجرى اقتدا مىكرد و حال آنكه خود افضل از او بود لكن از راه هضم نفس و تواضع ، در اختيار امامت ، تورع مىكرد » . انتهى كلامه . 148 ) الشيخ حسين بن محمد بن جعفر « 2 » الماحوزى البحرانى [ 1090 - 1181 ه . ق ] : « 3 » منسوب است به‌سوى ماحوز - به ميم و حاى مهمله و زاى معجمه در آخر - كه از قريه‌هاى بحرين است و مشتمل است بر سه قريه ، از جملهء آنها قريهء دونج - به ضم دال مهمله و سكون واو و فتح نون قبل از جيم - كه مسكن شيخ حسين مزبور بود . و از اعظم اساتذهء شيخ يوسف بحرانى و تلامذهء شيخ سليمان بن عبد اللّه بحرانى بود . صاحب منتهى المقال فى معرفة الرجال به تقريب ذكر شيخ يوسف آورده كه استادش عالم علامه شيخ حسين ماحوزى ، عالم عامل و فاضل كامل و مجتهد صرف بود . و مولانا آقا محمد باقر بهبهانى - رحمه اللّه - فرموده است كه او طعن بسيار بر اخباريين مىكرد و مىگفت : اخباريان جمعىاند كه مىگويند آنچه خود نمىكنند ! يقلدون من حيث لا يشعرون . انتهى . و صاحب لؤلؤة [ البحرين ] مىگويد كه : « از جملهء اسانيد من به‌سوى روايات و مصنفات علماى اعلام آن است كه مرا از راه قرائت و سماعت و اجازه خبر داده است استاد من ، فاضل كامل ، جامع علوم معقول و منقول و مستنبط فروع از اصول ، جامع مراتب علم و عمل ، فائز به اكمل مدارج بىخلل ، شيخ اجل اوحد افخر ، شيخ حسين بن شيخ محمد بن جعفر بحرانى ماحوزى كه زندگانى يافت تا مدتى كه عمرش قريب به نود سال رسيده بود سواى آنكه ضعف و نقاهت به جهت كبر سن ، لاحق حال او بود . و عجب آن است كه او با وجود غايت فضل و علم خود ملكهء تصنيف نداشت و چيزى از او به قالب تصنيف نرسيد » .

--> ( 1 ) - بحت - ناب ، صافى ، خالص . ( 2 ) - طبقات اعلام الشيعة : « حسين بن محمد جعفر » . ( 3 ) - طبقات اعلام الشيعة ، ص 220 ، تتميم امل الآمل ، ص 117 ، انوار البدرين ، ص 176 ، خاتمهء مستدرك الوسائل . فوت وى را تتميم امل الآمل در 1171 نوشته است .