محمد على آزاد كشميرى
249
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
شعر بغايت نيكو گفتى » . 84 ) مولانا لطف اللّه الشيرازى « 1 » : تلميذ ملا محسن كاشانى است . شيخ على حزين در سوانح عمرى خود به تقريب ذكر اعيان و افاضل دار العلم شيراز آورده كه : « ديگر از مشاهير فضلاى آن بلده مولانا لطف اللّه شيرازى - عليه الرحمة - بود . وى از فحول علما و تلميذ فاضل معارف مولانا محمد محسن كاشانى - رحمه اللّه - بود . به خدمت ايشان رفته مدتى به استفادهء حديث و معارف ديگر گذشت و بعد از گذرانيدن كتاب وافى كه از مصنفات ملا محسن مرحوم است اجازتى مفصله به جهت فقير مرقوم فرموده بود تا آنكه در سن كهولت درگذشت » . 85 ) ميرزا احمد على الهندى اصلا الحائرى موطنا و مدفنا « 2 » : شيخ عبد النبى قزوينى در تكملهء امل الآمل آورده كه : « ميرزا احمد على مذكور ، عالم مقدس و صالح و پرهيزكار بود و مجاورت سيد و مولاى من حضرت ابا عبد اللّه الحسين - عليه الصلاة و السلام - اختيار فرموده و زياده از پنجاه سال در مجاورت آن حضرت بوده رحمه اللّه تعالى » . و نيز در آن كتاب مذكور است كه : « ميرزا احمد على مذكور منامات صالحه و عجيبه بسيار ديده بود كه يكى را از آنها ذكر مىكنم و آن اين است كه از بعض دوستان شنيدم كه ميرزاى موصوف گفت كه در زانوى من عيبى و علتى پيدا شد كه اطبا از مداوات آن عاجز شدند و از صحت مأيوس گشتند . آخر الامر به طبيبى كه اكمل اطباى هند بود رجوع كردم . او هم از معالجه اعتراف به عجز كرد . بعد از آن به طبيب نصرانى رجوع كردم . بعد ملاحظه گفت كه سواى مسيح ، علاج تو ديگرى نخواهد كرد ! و گفت كه نزديك است كه زخم تو سرايت خواهد كرد و بعد يكدو روز خواهى مرد ! چون آفتاب غروب كرد و شب تاريك شد در خواب ديدم سيد و مولاى خود حضرت امام الجن و الانس على بن موسى الرضا - عليه التحية و الثناء - را كه پيش من تشريف آوردند و از روى مبارك آن حضرت نورى ساطع بود ، و مرا ندا كرد كه : يا احمد ! بيا ! گفتم كه : آقاى من ! مىدانى كه در چه مرض گرفتارم . باز فرمود كه بيا ! پس برخاستم و چون نزديك آن حضرت رسيدم به دست مبارك خود زانوى
--> ( 1 ) - طبقات اعلام الشيعة ، ص 626 ، سوانح عمرى . ( 2 ) - طبقات اعلام الشيعة ، ص 42 ، تتميم امل الآمل ، ص 61 .