محمد على آزاد كشميرى

244

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

بروجرد است كه بلده‌اى است دلگشا قريب به نهاوند . فقير در بلدهء خرم‌آباد لرستان بود كه آن سيد سعادت‌منش از شهر خود كه مسافت بيست فرسنگ است به خرم‌آباد رسيده از صحبت او مسرت تمام حاصل شد و با آنكه بيست و دو سال از عمر او گذشته بود از موطن خود به جايى سفر نكرده بود . او را از افاضل دريافت . تحصيل نزد فضائل مآب حاجى عبد الغفور بروجردى نموده و حال آنكه او را فقير ديده و به رتبهء او واقف گرديده سيد مذكور را فائق بر استاد يافت . ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ . « 1 » بىتكلف جوانى بود از نوادر جهان ، به آن لياقت و استعداد و استقامت سليقه و جودت ذهن و سرعت فهم و حدت شعور و استحضار به علوم متداوله كه ديده بود كمتر اتفاق افتد . مدت چهار ماه پيوسته حاضر و معاشر بود . به شعر و معما چنان آشنا بود كه به اندك تأمل گفتى و پسنديده مىگفتى . باز به وطن خود عود نمود ده دوازده سال قبل از وقت تحرير شنيده شد كه به جنت جاودان انتقال نمود » . انتهى كلامه . مراد از وقت تحرير ، اواخر سال هزار و يك‌صد و شصت و پنج ( 1165 ) هجرى است چنانچه در اول تذكره اشاره به آن نموده . پس بنابراين وفات مولانا سيد قاسم در حدود سنهء هزار و يك‌صد و پنجاه و سه ( 1153 ) هجرى بوده باشد . و اللّه يعلم . 73 ) القاضى نظام الدّين الخوانسارى : « 2 » در تذكرهء شيخ على حزين مسطور است : « العالم النحرير ، القاضى نظام الدّين الخوانسارى در اصفهان تحصيل علوم نموده به موطن خود بازگشت . والى لرستان فيلى از كمالات او اطلاع يافته بنا بر التماس و اشتياق به خرم‌آباد كه دارالامارهء آن ملك است توجه نموده شغل قضا و مرافعات آن ديار به خدمتش مرجوع شد . به فضيلت و جودت طبيعت اتصاف داشت و در حسن صورت و مهارت به موسيقى و حساب از نوادر عهد بود . چون راقم اين رقوم وارد آن مرزوبوم گرديد از حوادث و تقلبات روزگار بغايت افسرده‌دل و شوريده‌دماغ ، قاضى فرخنده خصال به دل‌آسائى ميان بربست و راضى به قصور نگشته هرروزه حاضر شدى و اصول كافى و حاشيهء قديمه را شروع به قرائت نمود و تا پايان ايام اقامت فقير آن مذاكره در ميان بود . الحال از حيات و ممات او اطلاع نيست . فكرش به شعر آشنا و در معما رسا [ بود ] » .

--> ( 1 ) . سورهء حديد آيه 21 . ( 2 ) . طبقات اعلام الشيعة ، ص 783 ، تذكرهء حزين ، ص 138 ، شمع انجمن ، ص 455 .