محمد على آزاد كشميرى
147
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
نكاح سيد سلطان مقرر شد ، امير نظام الدّين ، سلطان عبد الله را پيغام كرد كه اگر تزويج سيد سلطان واقع شود من به مخالفت شما كمر مىبندم و نزد خلد مكان رفته به سعى و جدم بنيان دولت شما مىكنم ، و احمال و اثقال بار كرده به قصد كوچ نشست . سلطان عبد الله متحير شد و اعيان دولت را جمع كرده به مشاوره پرداخت . آخر الامر راى همه بر اين قرار گرفت كه اگر مير نظام الدّين احمد برود فتنهء عظيم بر پا مىشود ، تزويج سيد سلطان را موقوف بايد داشت ، و چون اسباب طوى همه مهيا شده بود و در تأخير ضايع مىشد ابو الحسن را كه آخر سلاطين قطبشاهيه است و با سلاطين قطبشاهيه قرابتى داشت براى دامادى تجويز كردند و مردم به طلب ابو الحسن شتافتند . در آن وقت ابو الحسن در نكبهء بىقيدى نشسته بود . او را آوردند و به حمام بردند و به خلعت طوى آراسته نكاح بستند و موافق ضابطه ، توپخانه را سردادند . در آن وقت سيد سلطان در حمام بود . چون صداى توپها را شنيد در استفسار افتاد كه توپها را چرا سردادند ؟ بىخبران كه از اين ماجرا واقف نبودند جواب دادند كه سبب ظاهر است كه امشب شب طوى است . سيد سلطان گفت ضابطه اين است كه توپخانه بعد عقد نكاح سرمىدهند ، و مردم را براى خبر فرستاد . سرهنگان ، خبرى را كه بود آوردند . سيد سلطان در آتش غضب افتاد ، اسباب شادى همه سوخت و اسبان را پى كرده خود را به درگاه خلدمكان رسانيد . مير نظام الدّين احمد از دختر قطبشاه فرزندى نياورد . سيد على از بطن زوجهء ديگر شب شنبه پانزدهم جمادى الاولى سنهء اثنين و خمسين و الف در مدينهء منوره متولد شد لهذا او را « مدنى » گويند » . انتهى . ايضا صاحب سلافه آورده كه آن جناب در سنهء اربع و خمسين و الف به جانب بعض بلاد هند حسب درخواست پادشاه آنجا نهضت فرمود . وفاتش در سنهء ست و ثمانين و الف در مدينهء حيدرآباد اتفاق افتاد . 207 ) سيد اسماعيل بن سعيد الحسينى الحويزى : « 1 » صاحب امل الآمل او را به « عالم فاضل و متكلم و شاعر و محقق كامل » ستوده و از جملهء معاصرين خود معدود نموده .
--> ( 1 ) . امل الآمل ، ج 2 ، ص 34 ، طبقات اعلام الشيعة ( قرن دوازدهم ) ، ص 60 .