مير سيد على جناب

50

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي )

در اين مكتب‌خانه ، كتاب الفبايى كه متضمن حروف مقطعه با صداى زير و زبر و غيره [ باشد ] بود و كتاب " پنجل هم " كه متضمن چند سورهء كوچك قرآن بود به‌طور خواندن و نوشتن ، چند سرمشق معين را ياد گرفت . اين وقت هشت‌سالگى طفره‌اى پيش آمد از مسافرت به شيراز و فوت پدر و مراجعت به اصفهان كه مدتى طول كشيد . وقتى كه آقا محمّد مهدى ارباب از هند تيغ خش‌زنى خشخاش را با دستور گرفتن شيرهء ترياك بعد از خش‌زنى كه تا آن‌وقت معمول اصفهان نبود سوقات آورد - طريقهء قديمه اين‌طور بود كه گرز خشخاش و برگ آن را مىپختند و آب آن را صاف‌كرده مىجوشاندند تا غليظ گردد و ترياك همان بود . بعضى هم وقت استعمال ، چند دانه گرز را مىپختند و آب آن را استعمال مىكردند - زراعت ترياك بسيار قليل ، در سمت سميرم و غيره مىشده است و ساير بلوك هيچ اطلاعى از زرع آن نداشته‌اند . مير محمّد حسين گرگ يراق « * » با تجّار نيلفروش احمدآبادى تشكيل مؤسسه‌اى را مىنمايد به رياست آقا محمّد مهدى ارباب [ و ] جهت تشويق زارعين و ترويج زرع خشخاش به اين‌طور مقرر مىدارند كه هر زارعى ترياك كشت كند از قرار هر جريبى پنج تومان اعتبار استقراض از اين مؤسسه مىداشته و مىگرفته است . و پس از [ به ] دست آمدن محصول ترياك هريك من [ شش كيلو ] هفت - هشت تومان از او مىخريده‌اند . در مدتى قليل ترقى فوق‌العاده‌اى در اين محصول پيدا مىشود و اين سرمايه و مساعدت ، از مير محمّد حسين مىشود . مير محمّد حسين معتقد بوده است كه تاجر نمىبايست ملك و زراعت داشته باشد .

--> ( * ) مير محمّد حسين گرگ يراق ، جدّ پدرى مرحوم جناب بوده است .