رضا قليخان هدايت
1531
مجمع الفصحاء ( فارسي )
1020 نشاطى گرجى اصفهانى نامش محمد باقر بيگ و برادر كهتر احمد بيگ اختر بوده بعد از فوت احمد بيگ خيال اتمام تذكرهء او نموده اجلش فرصت نداد و بر تذكرهء حياتش خاتم خاتمهء ممات برنهاد وى قريب به دو هزار بيت از قصيده و غزل و بحر تقارب به خط خود ديوانى داشته و كسى از من گرفت كه بنگارد و باز سپارد مفقود شد لهذا اشعارش مشهور نيامد در نظرم اين ابيات از او بود ناچار تحرير نمودم از اوست : نشاطى نشاط از قدحنوشى است * خلاصى ز هر غم به بيهوشى است چهل سال مر عمر كردم تلف * كه شايد يكى يارى آرم به كف به هرچندى از مهر مهپيكرى * به سر بردم ايام در كشورى به شيراز چون رايت افراشتم * يكى را به خود دوست پنداشتم بپوشاندمش آنچه آراستش * بنوشاندمش آنچه دل خواستش ز ديرينه ياران من هركسى * تمناى ياريش كردى بسى يكى روز شد از برم ناپديد * بديشان بپيوست و از من بريد به هر انجمن گريه سركردمى * به هر بزم نالان گذر كردمى نشاطى مجو يارى از هيچكس * به خود يار خود را همىدان و بس غزليات به خاك افتم بر آن در چون ببينم پاسبانش را * كه تا بوسم بدين تقريب خاك آستانش را * * * به بزم غير دانم باده خوردى شب نمىدانم * كه بيرون آمدى از بزم يا رفتى به خواب آنجا