رضا قليخان هدايت

1518

مجمع الفصحاء ( فارسي )

وحدت چو بود قاهر و كثرت مقهور * در هرچه نظر كنى بود حق منظور در مظهر كثرت است وحدت ظاهر * در مجمع وحدت است كثرت مستور 1010 نغمهء خراسانى اسمش ميرزا عبد الوهاب و موطنش شيراز و در كمالات ممتاز خاصه در نگارش خط نسخ كه از خوش‌نويسان معروف و به صفات حميده موصوف به زمزمه‌اى كه مرده را جان دهد احباب را مشعوف دارد و در زمان سكونت مؤلف در فارس غالبا صحبتش دست مىداد اكنون سالهاست كه از خدمتش در رى محرومم از اشعار قديمش بيتى دو در نظر است خبر از وى ندارم ليك دارم اين خبر كز وى * خبر هرگز نخواهم داشت تا از خود خبر دارم * * * اگر عشق اين بود اى دل به جان آيى به ناكامى * و گر يار اين بود اى جان به لب آيى ز تنهايى 1011 نادرى كازرونى نامش حاجى ميرزا ابراهيم و اصلش از كازرون شيراز مردى فاضل حكيم صوفىمشرب شيعى مذهب خليق شفيق بود مثنوياتش متعدد است از آن جمله گلستان خليل مشرق الاشراق انفس و آفاق مسبح العشاق شايق و مشتاق و چهل صباح كه بعضى از هريك در رياض العارفين مرقوم نموده‌ام سالى چند است كه رحلت نموده بعضى از اشعارش در اين كتاب مجددا مرقوم شد از اوست :