رضا قليخان هدايت
781
مجمع الفصحاء ( فارسي )
گر گويمت ز جود سحاب مبذلى * ور خوانمت ز بود سپهر مراحمى از خلق كاينات به دوران معززى * بر هرچه حادثات به گيتى مسلمى خورشيد مثل ناصيهساى رخ مهى * داودوار آينهدار رخ جمى بر خلق رحمتستى و در فضل آيتى * در جود اكرمستى و در علم اعلمى ور گويمت سپهر سپهر مظفرى * ور خوانمت كريم جهان مكرمى تا دور چرخ و گردش اختر بود مدام * تا سير دهر و گردش گردون بود همى پيوسته در پناه خداى و جهان خدا * تو شاد زى و پس به پناه تو عالمى 665 شكيب اصفهانى اسمش ميرزا محمد على از لاقيدان و ياوهدرايان عهد بوده از تهران به شيراز آمده چندى در سراى محمد مهدى خان شحنه توقف كرده خدمتش مكرر دست داد پس به هندوستان شد . جوانى لاابالى كثير الدعاوى قليل المعانى بود . خطى شكسته داشت و صوتى پست و طبعى متوسط و شعرى قليل . اين يك بيت از اوست : منعم از صورت زيباى بتان گر نكند * چه كند زاهد بيچاره كه صورتبين است 666 شحنهء مازندرانى اسم شريفش محمد مهدى خان اصلش از خراسان والد ماجدش ساكن مازندران بوده و خود بعد از ملازمت آستان خاقان مغفور گيتىستان مأمور به فارس آمده در به دو حال فرمانفرماى آن مملكت داروغگى شهر شيراز را به وى تفويض كرده و اين وجه تسميه تخلص وى گرديده .