رضا قليخان هدايت

773

مجمع الفصحاء ( فارسي )

661 شيداى يزدى نامش ميرزا ابو الحسن از فضلا و سادات بوده سودايى حاصل نموده سر به شيدايى برآورد ملاقاتش روزى نشد ولى از معاصرين بوده است گاهى شعرى مىگفته از آن جمله است : آمد ايام بهار و وقت آن شد كز نشاط * هركسى در بوستان عشرت كند با دوستان شد ز عكس لاله و جوش رياحين سربه‌سر * طرف كوه و صحن گلشن چون عقيق و پرنيان عندليب از نغمه و باد بهارى از مطر * بر چمن اين يك نثار افشان شد آن يك مدح‌خوان تنگ شد صحن گلستان از تماشايى چنانك * از هجوم زايران درگاه شاه انس و جان ابن عم مصطفى يعنى على مرتضى * باب شبير و شبر فرمانرواى كن فكان خاك راهش را كشد چون سرمه حور العين به چشم * گر برد روح الامين آن را به جنت ارمغان 662 شهرت فارسى اصلش عرب فارسى و نامش شيخ حسن و شغلش طب و به هندوستان رفته از اوست : مرا زلفت ز دام آزاد خواهد كرد مىدانم * ولى بعد از رهايى ياد خواهد كرد مىدانم