رضا قليخان هدايت
99
مجمع الفصحاء ( فارسي )
رباعيات مردان همه در سماع و نى پيدا نيست * مستان همه ظاهرند و مى پيدا نيست صد قافله بيشتر در اين ره رفتند * اين طرفه كه هيچگونه پى پيدا نيست * * * نابرده به صبح در طلب شامى چند * ننهاده برون ز خويشتن گامى چند در كسوت خاص آمدهاند عامى چند * بدنامكنندهء نكونامى چند 477 محمود شبسترى تبريزى از مشاهير فضلا و مشايخ زمان خود بوده در عهد دولت اولجايتو و ابو سعيد خان مرجع خواص و عوام و شهر تبريزش مقام بوده ميرحسينى سادات هروى كه در آن عهود به خراسان مشهورتر از مهر خاورى بود هفده بيت مشتمل بر هفده سؤال به دست يكى از دوستان به بلاد ايران فرستاده متمنى جواب آنها شد چون به شيخ محمود شبسترى رسيد به اشارت شيخ خويش هر بيتى را بيتى پاسخ نگاشت و انفاد داشت چون چندى برآمد به استدعاى مريدين بر آن ابيات و مطالب اشعار بيفزود و آن را بسطى داده گلشن راز نام برنهاد فضلا بر آن شروح نگاشتند كه غالب آنها را ديدهام كاملترين شرحى مفاتيح الاعجاز شيخ محمد لاهيجى نور بخشى است كه مرقدش در شيراز معروف است و اسيرى تخلص همىكردى ديوان مختصرى دارد گلشن راز مثنويى شورانگيز است و اشعار خوب دارد لهذا لختى از آن بايد نگاشت كه اين تذكره از مشرب اهل شوق و ذوق نيز خالى نباشد كتاب حق اليقين نيز ازوست . وفاتش در سنهء 720 اتفاق افتاده از آن جناب مىباشد : منتخب مثنوى گلشن راز بنام آنكه جان را فكرت آموخت * چراغ دل به نور جان برافروخت