رضا قليخان هدايت
67
مجمع الفصحاء ( فارسي )
اى دعوى عشق كرده آيين تو كو * قطع نظر از عقل دل و دين تو كو اى دم زده از داغ صفا لاله صفت * پيراهن چاكچاك خونين تو كو * * * آنم كه ندارم به دوعالم كامى * نايافته جز به يك وجود آرامى گر خلق جهان جمله چو من بودندى * لازم نشدى رسولى و پيغامى * * * گم گردم اگر تو جستوجويم نكنى * آيينه صفت روى به رويم نكنى در حق خود از لطف تو گفتم بسيار * يا رب يا رب دروغگويم نكنى 457 شاه سنجان خوافى اسمش زين الدّين محمود مريد خواجه مودود چشتى بود چون سنجان از توابع خراسان است از مرشد خود شاه سنجان لقب يافته و بدان لقب مشهور شده مردى صاحب حال و باكمال بوده در سنهء 599 رحلت نموده در قريهء بايج از توابع تربت حيدريه مدفون است . ازوست : من رباعياته قدس سره مردان خدا ميل به هستى نكنند * خودبينى و خويشتنپرستى نكنند آنجا كه مجردان حق باده كشند * خمخانه تهى كنند و مستى نكنند * * * خواهى كه تو را رتبهء ابرار رسد * مپسند كه بر كس ز تو آزار رسد از مرگ مينديش و غم رزق مخور * كان هر دو به وقت خويش ناچار رسد * * * تا مرد به تيغ عشق بىسر نشود * در حضرت معشوق مطهر نشود