رضا قليخان هدايت

6

مجمع الفصحاء ( فارسي )

437 ابن يمين فريومدى خراسانى نامش امير محمود پسر يمين الدّين طغرايى در اخلاق پسنديده و صفات حميده و ترك ملازمت معروف بوده و از رهگذار زراعت معاش مىفرموده مشرب حكيمانه داشته و بنظم قطعات ناصحانه و واعظانه خاطر مىگماشته ديوانش در سنهء 763 در فتنهء سربداران از ميان رفته و در شاعرى مداح طغا تيمور خان بوده و دو هزار بيت از وى مانده است و اين ابيات از اوست : در جواب قطعهء حكيم انورى گفته الا اى دل اگر خواهى تماشاگاه علوى را * بسان قدسيان برشو به بام گنبد مينا نظر بگشاى تا بينى جهانى جان همه شادان * و ليكن اين كسى داند كه دارد ديدهء بينا در اين پيداى بىپايان كه شد عقل اندرو حيران * دليلت عشق مىبايد نه علم بو على سينا به گوش اى دل كه سالك را نشايد يك‌دم آسودن * زهى دولت اگر باشى ز جمع جاهدوا فينا تو بارى جهد خود مىكن چه دانى حال ما چون شد * كسى واقف نخواهد شد بر اسرار و لو شئنا و له ايضا نور الله مرقده رزق مقسوم و وقت معلوم است * ساعتى پيش و لحظه‌اى پس نيست هريكى را مقدر است كه چيست * چه توان كرد گر تو را بس نيست آنكه جفت مراد خود باشد * زير طاق سپهر اطلس نيست لذتى كز شراب خرسنديست * در شفاخانهء مسدس نيست