رضا قليخان هدايت

23

مجمع الفصحاء ( فارسي )

442 اميدى تهرانى از شاگردان مولانا جلال الدّين محمد علامه دوانى كازرونى بوده و مراتب علوم را در خدمت او اكتساب نموده معاصر شاه اسماعيل صفوى و نامش ارجاسب به تحريك شاه قوام الدّين نور بخشى بر سر قسمت آب مزرعه‌اى كه در رى داشته منازعه كرده در ميان جنگ و جدال شهادت يافته قصايد و غزليات داشته غالب قصايدش در مدايح صفويه و وزراى آنها مىباشد . در مدح نجم ثانى وزير شاه اسماعيل ماضى گويد زهى طلعتت بر فراز ركائب * فروزان چو بر آسمان نجم ثاقب حريم تو را حوريان در حوالى * جناب تو را قدسيان در جوانب به بزم تو جمعند خورشيدرويان * چو در خانهء مه قران كواكب فغان مرا ساكنان جنابت * اگر نشوند از علو مراتب عجب نيست خيل سليمان چه داند * كه مورى شود پايمال مراكب و له كنون كز سر سرو و پاى صنوبر * كشد مرغ مرغوله و لاله ساغر حريفان همه كف‌زنان پاىكوبان * مرا پا به گل مانده و دست بر سر ز آلودگيهاست طبعم منزه * ورت نيست اين دعوى از بنده باور گواهى دهد زادهء فكر بكرم * چو عيسى مريم به پاكى مادر * * * رواق مدرسه گر سرنِگون شود سهل است * قصور ميكدهء عشق را مباد قصور بناى مدرسه از جنس عالى و سافل * خراب گشت و خرابات همچنان معمور