رضا قليخان هدايت

1721

مجمع الفصحاء ( فارسي )

ياقوت‌وار لاله بر برگ لاله ژاله * كرده به دو حواله غواص در دريا وان نرگس مصور چون لؤلؤء منور * زر اندر او مدور چون ماه بر ثريا عالم بهشت گشته عنبر سرشت گشته * كهپايه دشت گشته كرده نشاط بالا آن سبزهء خجسته از دست برف جسته * آراسته نشسته چون صورت مهنا دانم كه پرنگارى سيراب و آبدارى * چون نقش نوبهارى آزاده طبع و برنا اين مشكبوى عالم وين نوبهار خرم * بر ما چنان شد از غم چون گور تنگ و تنها بيزارم از پياله وز ارغوان و لاله * ما و خروش و ناله كنجى گرفته مأوا مير محمد تقى كاشى نوشته كه اين قصيده را حكيم كسايى گفته و به خراسان نزد ناصر خسرو فرستاده و قصيدهء ثانى را ناصر خسرو به همين وزن جواب گفته و به دو فرستاده است جان و خرد رونده بر اين چرخ اخضرند * يا هر دوان نهفته درين گوى اغبرند عالم چرا كه نيست سخنگوى و جانور * گر جان و عقل هر دو بدين عالم اندرند ور در جهان نىاند على الحال غايبند * ور غايبند در تن ما چونكه حاضرند وانگه كزين مزاج مهيا جدا شوند * چيزند يا نه چيز و عرض‌وار بگذرند گر چيز نيستند برون از مزاج تن * امروز نيز لا شى و مجهول و ابترند در لاشىءاند فعل نيايد ز چيز نى * وين هر دو در تن تو به افعال ظاهرند آن كو جدا كند به خرد جوهر از عرض * داند كه اين دو چيز لطيفند و جوهرند زيرا بدين دو جسم طبيعى تمام شد * گر خاك و باد و آب ز افلاك برترند