رضا قليخان هدايت
1719
مجمع الفصحاء ( فارسي )
بوى بخور عطرفروشان نوبهار * از مجمر ثرى به ثريا برآمده منشور باغ را ز بر كاغذ افق * قوس قزح به صورت طغرا برآمده از طبل باز ابر صداى نواى رعد * همچون غريو كوس به بالا برآمده با صدمههاى قلزم دستش گه سخا * تبلرزههاى موج ز دريا برآمده گرگانى از نسيم سخن تازهگلبنى است * در باغ فضل و گلبن انشا برآمده تا چرخ زرقساز بود هر شب از نجوم * با صد هزار ديده چو زرقا برآمده صيت جهاننورد تو بادا به هر نفس * از حد روم تا به بخارا برآمده 365 كسايى مروزى اسمش حكيم مجد الدّين ابو اسحاق و در شاعرى مشهور آفاق فاضلى نيكواعتقاد و مداح اهل بيت امجاد معاصر آل سامان و معاشر اهل ايمان نظامى عروضى سمرقندى گويد كه حكيم عمر طويلى كرده كه با آنكه در زمان نوح منصور از آل سامان بوده زمان دولت غزنويه را نيز دريافته مدايح سلطان محمود غزنوى گفته و حكيم معين الدّين شاه سيد ناصر خسرو علوى متخلص به حجت زمان حكيم را دريافته و بعضى قصايد او را جواب گفته چنان كه از مقاطع قصايد ناصر ظاهر است گويند سبب اين تخلص آنست كه كسوت زهد در بر داشته و كلاه فقر بر سر گذاشته چون وى نيز از شيعهء قدماست چون متقدمين اشعارش هدر وهباست ولادتش در سنه سيصد و چهل و يك بوده و به قدر امكان آنچه از اشعار ايشان تحصيل شده درين دفتر ثبت و ضبط مىنمايد ازوست . من قصائده قدس الله سره باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا * آراست بوستان را نيسان به فرش ديبا