رضا قليخان هدايت

2257

مجمع الفصحاء ( فارسي )

428 واعظ بلخى اسمش حكيم ابو بكر بن محمد ، واعظى شيرين بيان و محققى عظيم الشأن بود و در بلخ موعظه مىفرمود . طبع خوشى داشت و اغلب منقبت مىگفت . ازوست : نه از زحل بدى و نه نيكى ز مشترى * هست اين همه ز داور و بگسست داورى اندوه و رنج و راحت و شادى و عز و ذل * درد و عنا و فاقه و مال و توانگرى بخت جوان و دولت مسعود و روز سعد * بدبختى و عنا و بلا و بداخترى از فضل و عدل حق شمر و گر شدت يقين * نام هوا ز نامهء اعمال بسترى 429 هلال قاينى از فضلاى زمان خود بوده و به خواجه هلال شهرت نموده اگر متخلص به هلال است اما بدر سپهر كمال و آفتاب فلك جلال است . اين چند بيت كه نگاشته مىشود از اشعار او مىباشد : زان بادهء صافى كهن گشته بنوشيد * آن باده كه مانندهء جان باشد در تن آن باده كه چون نوشى در تن رود از لطف * چونان كه در انگشت رود آتش روشن