رضا قليخان هدايت
2208
مجمع الفصحاء ( فارسي )
در نصيحت و موعظه و التحقيق و الحكمة فرمايد هم جرس جنبيد و هم در جنبش آمد كاروان * كوچ كن زين خيل خانه سوى دار الملك جان شحنهء ما دانش آنگه حرص در همسايگى * رستم ما زنده و آنگه ديو در مازندران هم زمين را با خلايق ناموافق شد مزاج * هم فلك را با كواكب نامناسب شد قران زين قران ايمن شوى چون چنگ در قرآن زنى * مهد قرآن جوى كامد مهدى آخر زمان هرچه نز قرآن طرازى برفشان از آستين * هرچه نز ايمان بساطى درنورد از آستان فرقها باشد ميان آدمى و آدمى * كز يك آهن نعل سازند از يكى ديگر سنان اصل هندو در سياهى يك نسب دارد وليك * هندويى را دزد خوانى هندويى را پاسبان در مرقعهاى خاكآلوده يا بى روشنى * پيرزن زين روى كرد آتش به خاكستر نهان چند ازين سلطان و سلطان وز تو سلطان بندهتر * بندهء او شو كه باشد صاحب سلطاننشان دست عدلى را كه آرى بر سر يك زيردست * در لحد خورشيد بينى در قيامت سايبان ظالمان را در قيامت نار باشد مملكت * صرعيان را در مساحت چاه باشد نردبان گر همه جلاب باشد آب جوى كس مخور * ور همه تسبيح باشد نقش نان كس مخوان