رضا قليخان هدايت

2088

مجمع الفصحاء ( فارسي )

اين قطعه در ديوان او ديده و به نام ديگرى هم شنيده شد چه شد امسال آخر اى مخدوم * كه من رنج ديدهء مظلوم بعد ده سال حق بر اين دعوت * گشتم از هر مراد دل محروم كار من بنده خدمت است و دعا * وان درين هر دو بوده‌ام ملزوم پر نشد معدهء زمين ز حطام * و آسمانها تهى نشد ز نجوم دهر و دوران همه ستمكارند * و آدمى همچنان جهول و ظلوم نه منم عاطل از فنون هنر * نه تويى خالى از فروغ علوم نه تو مفلس شدى و من منعم * نه تو خادم شدى و من مخدوم تو همان مالكى و من مملوك * تو همان حاكمى و من محكوم هست مصراع شعر خواجهء نظم * رحمة اللّه سنايى مرحوم رزق بر توست هرچه خواهى كن * خواه‌اش احسان شمار و خواه رسوم اين قطعه را شاعرى از اهل كاشان به مجد الدّين همگر فرستاده اى آن زمين وقار كه بر آسمان فضل * ماه خجسته منظر و خورشيد انورى جمعى ز ناقدان سخن گفتهء ظهير * بهتر همىنهند ز اشعار انورى جمعى دگر بر اين سخن انكار مىكنند * فىالجمله در محل نزاعند و داورى ترجيح يك طرف تو بديشان نما كه هست * زير نگين كلك تو ملك سخنورى مجد الدّين همگر اين قطعه را در جواب به كاشان فرستاده جمعى ز اهل خطهء كاشان كه برده‌اند * ز ارباب فضل و فطنت گوى سخنورى تفضيل مىنهاد يكى شمس بر قمر * ترجيح مىنهاد يكى حور بر پرى شعر ظهير اگرچه برآمد ز جنس نظم * با طرز انورى نزند لاف همسرى طعم رطب اگرچه لذيذ است در مذاق * كى به بود به خاصيت از قند عسكرى كى همچو آفتاب بود در فروغ ماه * كى همچو حور باشد در نيكويى پرى