رضا قليخان هدايت
2021
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ظفر بخندد كز دست او بتابد تيغ * اجل بگريد كز شست او بپرّد تير دو جانب است ز شرق و ز غرب عالم را * ز هر دو جانب درگاه اوست مژدهپذير گهش ز جانب غربى رسد به حمل رسول * گهش ز جانب شرقى رسد به فتح بشير رود ز خم كمانش خدنگ جان اوبار * چنان كه رجم شياطين ز دور چرخ اثير حسام او جگر حاسدان همىسوزد * نه آتش است و چو آتش همىكند تاثير در ذكر فتح سمرقند و مدح سلطان ملكشاه « * » خداى هرچه دهد بنده را ز فتح و ظفر * به دين پاك دهد يا به عقل يا به هنر ببين كه از ظفر تيغ شه به شرق و به غرب * هزار گونه دليل است و صد هزار اثر چو بازگشت به فارغدلى ز مغرب و روم * بهسوى مشرق و چين عزم كرد سال دگر مرادش آنكه ستاند به قهر خانهء خان * چنان كه قصر به شمشير بستد از قيصر به فتح روى به توران زمين نهاد و نشست * چو آتش از بر باد و بر آب كرد گذر چو زاب جيحون بگذشت روزگار نبرد * كشيد تا به سمرقند رايت و لشكر گشاده كرد سمرقند را به روز نخست * به چشم عدل سوى خاص و عام كرد نظر چو ديد خصم كه دادند شهر و آمد شاه * گرفت راه حصار و ز شاه كرد حذر ز بهر او سپهى بر حصار گرد شدند * همه سپهر تن و خاك صبر و كوه جگر همه كمانكش و رزمآزماى و تيرانداز * همه مبارز و آهنگداز و جوشندر همه فكنده تن اندر مغاكهاى هلاك * همه نهاده دل اندر نشانههاى خطر خدايگان جهان حزم كرد همبر رزم * كه حزم بايد ناچار عزم را همبر سپاه خويش پراكنده كرد گرد حصار * روانه گشت ز هر سو مبارزى ديگر همه زمين معسكر شد آهنين گفتى * ز درع و جوشن و تيغ و سنان و تير و تبر زمين تو گفتى زاهن همىبرآرد بال * هوا تو گفتى ز آتش همىبرآرد پر ز گرد گردان گردون شده به لون زمين * ز نعل اسبان هامون شده به شكل قمر غبار تيره چو ابر و خدنگ چون باران * سنان نيزه چو برق و تبيره چون تندر ز خون لشكر او سرخ گشته تيغ كبود * چو بردميده شقايق ز برگ نيلوفر
--> ( * ) . ازين صفحه تا پايان كتاب به مسئوليت مؤسسه ناشر در تصحيح مطبعى .