رضا قليخان هدايت
2012
مجمع الفصحاء ( فارسي )
چه نعمت است فزون زين كه من به دولت شاه * به كام خويش رسيدم به مقصد و مقصود چه مقصد است و چه مقصود بيش از اينكه مرا * همى ز برج شرف تابد آفتاب سعود سپهر احسان خورشيد گوهر حسّان * رئيس و صدر خراسان عماد بن محمود يگانه بار خدايى كه جاودانه بماند * به نام و حشمت او نام والد و مولود نه ممكن است كه هرگز به جهد و چارهء خلق * مكارم پدر و جدّ او شود محدود به جهد قطرهء باران كجا شود معلوم * به چاره برگ درختان كجا شود معدود عقيدت و دل صافى هميشه عدّت اوست * اگرچه عدّت ميران خزينه است و جنود هزار سيف بود در عنان او گه جنگ * هزار معن بود در بنان او گه جود ايا ز سرّ تو سوى ملك رسيده پيام * ايا ز شكر تو سوى فلك رسيده وفود تو آن ستوده اميرى كه روز حشر روند * به زير رايت بخت تو شاهد و مشهود اگر نكوهش خصم تو و ستايش تو * طلب كنيم ز گفتار كردگار ودود بود ستايش تو شاه شاكر النّعمه * بود نكوهش خصمت لربّه لكنود