رضا قليخان هدايت
1825
مجمع الفصحاء ( فارسي )
اميد نبودم كه بدين روز افتم * شبهاى غم توام بدين روز افكند * * * پيروزهء آسمان نگينم زيبد * بر توسن روزگار زينم زيبد از خرمن نظم و نثر چون خاقانى * باللّه كه هزار خوشه چينم زيبد * * * نه اهل صفاهان و نه بدعهديشان * در كار هنر سستى و كمجهديشان عيسى دمى اى مجير هان دم دركش * زين قوم كه دجّال بود مهديشان * * * اى شب چه كنم چاره من از بهر خداى * تنهايى و بىكسى و بندى بر پاى گر عمر منى اى شب ازين بيش مپاى * ور جان منى اى نفس صبح دراى 401 مسعود سعد سلمان جرجانى نام مسعودش مسعود ظهور محمودش در ظهور دولت آل محمود پدرش سعد بن سلمان و اصلش از همدان و منشأش جرجان و خود در خدمت مسعود بن محمود و سلطان ابراهيم غزنوى رتبهيى بلند و پايهيى ارجمند گزيد و روزگارى روزگارى به احتشام و احترام گذرانيد و لشكركشىها كرده فتوحات كثيره در هندوستانش دست داد اميرى بود بىنظير و فاضلى صافى ضمير در رزم شيرى بود دشمن شكار و در بزم شيدى دينار بار در شعر و شاعرى كمتر كسى به پايهء او رسيده و فصحا تتبّع طرز وى را گزيده به هرگونه سخن دست داشت و به هر شيوه هنر رايت افتخار مىافراشت خاصه به سياق استاد عنصرى كه به غايت آشناست و به طرز وى از همه پيروان او اقربست و در مدّاحى كه مخصوص عنصرى است از همه مدّاحان گذشته به حكيم انسب در عهد خود اميرى بهوفور جلالت مشهور و از جانب سلاطين غزنويه به حكومت حدود لاهور و پنجاب مأمور گرديده بود و در بعضى كتب او را عميد اجل سعيد الدوله لقب نگاشتهاند