رضا قليخان هدايت
821
مجمع الفصحاء ( فارسي )
اين دو بيت نيز از افكار اوست و محمد عوفى صاحب تذكره لب الالباب نقل كرده كه به سبب اين دو بيت به مگس روئين ملقب شده بود : خبر دهند كه باريد بر سر ايوب * ز آسمان ملخان و سر همه زرين اگر ببارد زرين ملخ برو از صبر * سزد كه بارد بر من بسى مگس روئين هم از اشعار اوست ناح لى نائح من الاطيار * هاج سقمى و هاج لى تذكارى دوش بر شاخك درخت يكى مرغ * نوحه مىكرد و مىگريست به زارى قلت للطير لم تنوح و تبكى * فى الدجى الليل و الهجوم درارى من جدايم ز يار خويش و ننالم * تو چه نالى كه با سعادت يارى من بگريم چو خون ديده ببارم * تو چه گريى كه خون ديده نبارى اين ابيات نيز از اوست و بعضى به رودكى نسبت دادهاند : ز بس گل كه در باغ مأوى گرفت * چمن رنگ ارتنگ مانى گرفت مگر چشم مجنون به ابر اندرست * كه گل رنگ رخسار ليلى گرفت همىماند اندر عقيقين قدح * سرشكى كه در لاله ماوى گرفت سر نرگس تازه از زر و سيم * نشان سر تاج كسرى گرفت چو رهبان شد اندر لباس كبود * بنفشه مگر دين ترسى گرفت از غزليات اوست عشق او باز اندر آوردم به بند * كوشش بسيار نامد سودمند توسنى كردم ندانستم همى * كز كشيدن سختتر گردد كمند عشق دريايى كرانه ناپديد * كى توان كردن شنا اى هوشمند عاشقى خواهى كه تا پايان برى * پس ببايد ساخت با هر ناپسند زشت بايد ديد و انگاريد خوب * زهر بايد خورد و پنداريد قند * * *