رضا قليخان هدايت

1644

مجمع الفصحاء ( فارسي )

در مدح عضد الدوله امير يوسف برادر سلطان فرمايد همه گره‌گره است آن دو زلف چين در چين * گره بغاليه و چين به مشك ناب عجين شكسته زلف تو تازه بنفشهء طبريست * رخ و دو عارض تو تازه لاله و نسرين تو لاله ديدى شمشادپوش و سنبل تاج * بنفشه ديدى عنبرسرشت و مشك‌آگين بنفشه زلفا گرد بنفشه‌زار مگرد * مگرد لاله رخا گرد لالهء رنگين تو را بسنده بود لالهء تو لاله مجوى * بنفشهء تو ترا بس دگر بنفشه مچين مرا دهانك تنگ تو تنگدل دارد * ميان لاغر تو لاغر و نزار و حزين ترا چه خوانم ماه زمين و سرو سراى * مرا تو بندهء سرو سراى و ماه زمين بلندقد تو سرو است و گرد روى تو ماه * نه باغ و سرو چنان و نه چرخ و ماه چنين كه ديده ماه برو كرده غاليه حلقه * كه ديده سرو برو بسته آفتاب آذين مرا بعشق ملامت مكن كه عشق مرا * ز روى خوب تو گشت اى بهشت روى آيين و گر بخواهى تا گردى اى صنوبر قد * بعشق خويش گرفتار چون من مسكين در آفتاب رو و درنگر بسايهء خويش * در آينه نگر و روى خوب خويش ببين