رضا قليخان هدايت
1617
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ز بهر آن بت بتخانهيى بنا كردند * به صد هزار تماثيل و صد هزار صور به كار بردند از هر سويى تقرب را * چو تختهسنگ بر آن خانه تختهتختهء زر به بتكده در بت را خزينهيى كردند * در آن خزانه بصندوقهاى پيل گهر برابر سر بت كلهيى فروهشتند * نگار كار بياقوت و بافته بدرر ز زر پخته يكى تخت ساختند او را * چو كوه آتش و گوهر بر و بجاى شرر پس آنگه او را كردند سومنات لقب * لقب كه ديد كه نام اندرو بود مضمر خبر فكندند اندر جهان كه از دريا * بتى برآمد زينگونه و برين پيكر مدبر همه خلق است و كردگار جهان * ضيادهندهء شمس است و نوربخش قمر بعلم او بود اندر جهان صلاح و فساد * به حكم اين بود اندر جهان قضا و قدر كسى نياورد او را بدين مقام كه او * ز آسمان بخدايى خود آمدست ايدر بدين بگويد روز و بدين بگويد شب * بدين بگويد بحر و بدين بگويد بر چو اين ز دريا سر برزد و به خشك آمد * سجود كردند اين را همه نبات و شجر