رضا قليخان هدايت

1611

مجمع الفصحاء ( فارسي )

ريدكان خواب‌ناديده مصاف اندر مصاف * مركبان داغ ناكرده قطار اندر قطار روى هامون سبزه چون گردون ناپيدا كران * روى صحرا ساده چون درياى ناپيدا كنار اندر آن دريا سمارى وان سمارى جانور * اندرين گردون ستاره وين ستاره بيم‌دار هركجا كهسار باشد آن سمارى كوه بر * هركجا خورشيد باشد آن ستاره سايه‌دار حيرتى باشد ستاره ساكن و خورشيدپوش * نادره باشد سمارى كه بر و هامون گذار بر در پرده‌سراى طاهر پيروزبخت * از پى داغ آتشى افروخته خورشيدوار بركشيده آتشى چون مطرد ديباى زرد * گرم چون طبع جوان و زرد چون زرّ عيار داغها چون شاخه‌هاى بسد ياقوت‌رنگ * هريكى چون ناردانه گشته اندر زير نار خسرو فرخ‌سير بر بارهء دريا گذر * با كمند اندر ميان دشت چون اسفنديار اژدها كردار پيچان در كف رادش كمند * چون عصاى موسى اندر دست موسى گشته مار همچو زلف نيكوان مورد گيسو تاب خورد * همچو عهد دوستان سالخورده استوار گردن هر مركبى چون گردن قمرى بطوق * از كمند شهريار شهرگير شهردار