رضا قليخان هدايت
805
مجمع الفصحاء ( فارسي )
آمد بسان ماه و مى آورد چون سهيل * ديدى سهيل در قدح و ماه در قباى همچون خرد بديع و ليكن خردستان * همچون روان لطيف و ليكن روان رباى كبك حرير سينه و گور سمن سرين * سرو شرابخواره و ماه غزلسراى كلى و جزوى از دو بدر نيست هرچه هست * جزوى همه تو بخشى كلى همه خداى من از خدا و از تو بخواهم همى كنون * تا او ترا بقا دهد و تو مرا قباى 223 ديولى از حكما و شعراى متقدمين است و صاحب طبع رزين مولد و منشاء آن هنوز روشن نيست غالبا ديول از بلاد سند باشد بعضى گويند تخلص وى ديولى به دال نيست بلكه ولولى با هر دو و او است هنوز ديوان وى ديده نشده و موطن و زمانش فهميده نگرديده بعد از تحقيق معلوم شد كه او از اهل ديول است و ديول از ولايات تته و ديبل معرب آن است . از اشعار او در تذكرهها اينقدر ديده شد . اى پسر چند زنى چنگ بدين دامن جنگ * جنگ و آشوب به يكسو نه چنگ آر به چنگ چنگ بر چنگ نه و زلف به چنگ من از آنك * چنگ من به بسر زلف تو چنگ تو به چنگ مر تو را حلقهء زلف و دهنى تنگ و مراست * بر دلتنگ جهان چون دهن تنگ تو تنگ هركجا خندهء تو هست به خروار شكر * هركجا جنبش زلفين تو مشك است به تنگ صد يكى ز آنكه ترا در دل نيرنگ بود * در همه لشكر هاروت نباشد نيرنگ