رضا قليخان هدايت

800

مجمع الفصحاء ( فارسي )

دقيقى چار خصلت برگزيد است * به گيتى از همه خوبى و زشتى لب ياقوت‌رنگ و نالهء چنگ * مى چون زنگ و كيش زردهشتى و له ملك آن يادگار آل دارى * ملك آن قطب دور آل سامان اگر بيند به گاه كينش ابليس * ز بيم تيغ او بپذيرد ايمان قفاى لشكرش ناهيد و هرمزد * به پيش رايتش بهرام و كيوان در مدح الخاص امير ابو سعيد محمد مظفر محتاج چغانى گويد محمد عوفى در تذكرهء لب الالباب آورده گويد در مدح چغانيان اين دو بيت از اوست . اى كرده چرخ تيغ ترا پاسبان ملك * وى كرده جود دست ترا پاسبان خويش تقدير گوش امر تو دارد ز آسمان * دينار قصد دست تو دارد ز كان خويش و له جهانا همانا فسوسى و بازى * كه بر كس نپايى و با كس نسازى يكى را نعيمى يكى را جحيمى * يكى را نشيبى يكى را فرازى چرا زيركانند بس تنگ‌روزى * چرا ابلهانند با بىنيازى چرا عمر طاوس و دراج كوته * چرا مار و كركس زيد در درازى صد و اندساله يكى مرد غرچه * چرا شصت و سه زيست آن مرد تازى اگرنه همه كار تو باژگونه است * چرا آنكه ناكس‌تر او را نوازى و له ايضا ز دو چيز گيرند مر مملكت را * يكى ارغوانى يكى زعفرانى يكى زر نام ملك برنبشته * دگر آهن آب‌داده يمانى كه را بويه وصلت ملك خيزد * يكى جنبشى بايدش آسمانى