رضا قليخان هدايت

1408

مجمع الفصحاء ( فارسي )

و له ايضا از افق زد بر صبوحى زهره بر خرچنگ چنگ * زهره را يارى ده اى مطرب بدار از چنگ چنگ جنگ را بيرون كن از سر آشتى با چنگ كن * زانكه نيكو نيست در دل داشتن با چنگ جنگ نغمهء عنقا سرايد باز در كهسار سار * تختهء مينا نمايد باز در فرسنگ سنگ 345 فرقدى خراسانى و هو حكيم محمد بن عمر استاديست بىقرين و عديل و شاعريست بىنظير و بديل پايهء قدرش بر فرق فرقد و مداح سلطان غياث الدّين محمد بوده در زمان آل سلجوق در خراسان مشهور و معروف اهل كمال بوده و مداحى محمد بن سام را مىنموده از اشعارش الا قليلى در ميان نمانده و از آن جمله است كه منتخب شد همه عقيق لب و سرو قد و نرگس چشم * همه سمنبر و گل عارض و بنفشه عذار گمان برى كه بهى هست گوى زراندود * برو ز صندل سوده نشسته گرد و غبار چو مهره‌هاى زمرد ميان زر سبيك * بود پديد رخ سيب سبز از اشجار شده منقط روى چو زمردش بعقيق * چنان كه نقطهء شنگرف بر رخ زنگار و له ايضا در مدح سلطان اى تيغ تو بىمجال تأخير * چون تيغ سپيده‌دم جهانگير بر تخت جلال يك جوان بخت * مثل تو نديده عالم پير شد بر در بارگاه جاهت * نه حلقهء چرخ همچو زنجير