رضا قليخان هدايت

1395

مجمع الفصحاء ( فارسي )

343 فريد خراسانى خواجه فريد الدّين كاتب در خدمت سلطان سنجر ملازمت داشته و رايت شاگردى انورى را برمىافراشته مداحى سلطان مسعود بن محمد بن ملكشاه را هم كرده در كمالات معروف روزگار خود بوده تركيب‌بندى گفته بطريق مسمّط در بند اول در هر مصراع دست و پاى لازم ساخته و در بند دويم در هر مصراعى شب و روز و در سيم جان و دل و در چهارم آفتاب و سايه قطعه‌يى كه در تخلف حكم طوفان بادى كه انورى كرده بود گفته است مشهورست لهذا همان را با يك رباعى ثبت مىنمايد از اوست . قطعه گفت انورى كه از مدد بادهاى سخت * ويران شود عمارت و كه بر سر ثرى در روز حكم او نوزيده است هيچ باد * يا مرسل الرياح تو دانى و انورى گويند در هنگامى كه سلطان سنجر با گور خان مصاف كرده شكست خورد و ملك تاج الدّين ابو الفضل سيستانى او را از معركه به‌سلامت نجات داد فريد اين رباعى را گفته : و له ايضا شاها ز سنان تو جهانى شد راست * تيغ تو چهل سال ز اعدا كين خواست گر چشم بدى رسيد آن هم ز قضاست * كان كس كه به يك حال بماندست خداست