رضا قليخان هدايت

1383

مجمع الفصحاء ( فارسي )

طاق بو طالب نعمه است كه دارم ز برون * وز درون پيرهن بوالحسن عمرانى چه بخيلى كه به چندين زر و سيم و نعمت * طاق و پيراهنيى دوخت همىنتوانى پانزده سال فزون باشد تا كشته شده است * بوالحسن آنكه ز احسانش سخن ميرانى پيرهن كهنهء او گرت بجايست هنوز * پس مخوان پيرهنش گو زره خفتانى باقى عمر بس آن پيرهن و طاق ترا * سزد ار ندهى ابرام و دگر نستانى نعمت آن راست زيادت كه همى شكر كند * تو نه‌اى از در نعمت كه همه كفرانى به تو هرچند در انواع سخن تاوان نيست * اندرين شعر كه گفتى ز در تاوانى گر بفرمان سخنى گفتم مآزار ز من * زان كه كفرست درين حضرت نافرمانى 335 فخر الدّين خوارزمى اسمش فخر الدّين مبارك شاه بن حسين وزيرى بزرگوار و سخاوت شعار غريب‌نواز مهمان دوست در خدمت سلطان غياث الدّين غورى مرجع اصحاب نياز و ملجاء ارباب آز حاجت هركس را روا كردى و مقصد هر تن را برآوردى خوانسالار همتش پيوسته ز ايران را بار دادى و بر سفرهء نعمت نشانيدى و بادهء انعام چشانيدى صاحب طبع عالى و ذهن متعالى سلسلهء او اباعن‌جد