رضا قليخان هدايت
1380
مجمع الفصحاء ( فارسي )
334 فتوحى مروزى نامش اثير الدّين مولد و منشاء وى همان بلد است شاعرى بلندپايه و فاضلى گرانمايه است معاصر سلطان سنجر سلجوقى بوده و با حكيم انورى ابيوردى مخاصمه مىنموده و ميانهء او و اديب صابر دوستى و خصومت بوده به جهت يكديگر اشعار فرستادهاند وقتى حكيم قطعهيى در هجو بلخ گفته و نسبت آن را به انورى داده مشهور شده لهذا انورى را اخراج كردند و حال آن قطعه را در ديوان انورى مىنويسند ليكن در حقيقت از حكيم فتوحى است و قطعهيى ديگر به جهت انورى گفته است كه نوشته خواهد شد ازوست : قطعهيى كه باسم حكيم انورى در هجو بلخ گفته چار شهر است خراسان را بر چار طرف * كه وسطشان بمسافت كم صددرصد نيست گرچه معمور و خرابش همه مردم دارد * نه چنانست كه آبستن ديو و دد نيست بلخ را عيب اگر چند باوباش كنند * بر هر بىخردى نيست كه صد بخرد نيست مصر جامع را چاره نبود از بد و نيك * معدن زرّ و گهر بىسرب و بسد نيست مرو شهريست به ترتيب همه چيز درو * جد و هزلش متساوى و هرى هم بد نيست حبذا شهر نشابور كه در ملك خداى * گر بهشت است همينست و گرنه خود نيست در تهنيت عيد نوروز سلطانى گفته ايا راست گشته به تو كار ملك * ز غم پشت بدخواه تو گوز باد گه بزم كلك تو جانبخش باد * گه رزم تير تو دلدوز باد مى دانش لطف و قهرت مدام * ولى ساز باد و عدو سوز باد بنوروز كردى نشاط و طرب * همه روزگار تو نوروز باد