رضا قليخان هدايت

1376

مجمع الفصحاء ( فارسي )

ايا بحكمت از اطفال و هيبت از اطلال * تو از عقاب خشنش آرى از براق عقال نه شاعر است هرآن‌كو دو بيت نظم كند * نه كيمياست همه يكسره رماد و رمال چنان كه گفتم لؤلؤ برآيد از لؤلؤ * نه تاج تمسيح آيد ز عقد ماهى وال مرا كه شاه‌پسنديد و پاك خاطر او * چو آفتاب بتوحيد پاك داده صقال اگر ترا خرد و خدمت ملوكستى * بگاه مدح خداوند چون شنيدى قال اگرت موى بسر بر همه زبان گردد * ز بيم سر همه يكسر چرا نگردد لال اگر نبود سزاوار بدره شعر رهى * تفضل است و تفضل بهست گاه نوال و گر نبود تفضل غلط فتاد برو * زبان بريدن تو واجب است و زخم كفال خدايگان خراسان نوشتى اول شعر * كجاست هندو كجا نيمروز رستم زال مگر به شهر تو باشد به شهر ما نبود * هواى با دندان و قضاى با چنگال قدر خريد نديد ايچ كس دوال قضا * اگر بدستى پوشيده نيست بر اطفال گمان برى كه بتاريخ كس بزرگ شود * زمين سيمين‌چهر و هواى زر اشكال