رضا قليخان هدايت

1352

مجمع الفصحاء ( فارسي )

سه چيز ببرد از سه چيز تو مثال * از رخ گل و از لب مل و از روى جمال سه چيز ببرد از سه چيزم همه‌سال * از دل غم و از رخ نم و از ديده خيال * * * ديدار بدل فروخت نفروخت گران * بوسى بروان فروشد و هست ارزان آرى چو چنان ماه بود بازرگان * ديدار بدل فروشد و بوسه بجان * * * سيب و گل و سيم دارد آن دلبر من * سيبش ز نخ و گل ز رخ و سيم از تن بنگر برخ و بزلف آن سيم‌ذقن * تا ماه بخروار برى مشك به من * * * در هجر تو كس تاب نيارد جز من * در شوره كسى تخم نكارد جز من با دشمن و با دوست بدت مىگويم * تا هيچ‌كست دوست ندارد جز من * * * بگرفت سر زلف تو رنگ از دل تو * نزدود وفا و مهر زنگ از دل تو تا كم نشود خوى پلنگ از دل تو * موم از دل من برند و سنگ از دل تو * * * چو برپايى بسرو سيمين مانى * چون بنشينى به ماه و پروين مانى آزاده بتا بديده و دين مانى * وز شيرينى بجان شيرين مانى 330 عطّار نيشابورى و هو فخر المشايخ ابو طالب فريد الدّين محمد الكدكنى النيسابورى ولادتش در سنهء 512 شهادتش در سنهء 627 در فتنهء مغول بوده مريد شيخ مجد الدّين بغدادى الخوارزمى اشعارش زياده از صد هزار كتبش صد و نود جلد احوالش بين العرفاء معروف در تذكرهء رياض العارفين غالب