رضا قليخان هدايت

1339

مجمع الفصحاء ( فارسي )

بدانكه مرد ز زن زاد و نيست زن فاضل * بدان درست كه فضل است مرد را برزن در مدح امير نصر بن ناصر الدّين سبكتكين گويد سر ملوك جهان مير نصر ناصر دين * سپاه‌دار خراسان برادر سلطان چو ديد دشمن كو تير در كمان پيوست * برون جهد ز قفا ديده‌هاش چون پيكان ز بهر آنكه زنى شاه را قلم بايد * نرست هيچ نى از خاك تا نبست ميان بجاى علمش جهلست علم افلاطون * بجاى عدلش ظلمست عدل نوشروان همه خصالش پرفايده است چون حكمت * همه كلامش پرمعجزه است چون فرقان تو ابر رحمتى اى شاه و زاسمان هنر * همىببارى بر بوستان و شوره‌ستان بدين دو جاى تو يكسان همىرسى ليكن * ز شوره گرد برآيد چو نرگس از بستان در مدح سلطان محمود بن سبكتكين غزنوى چيست آن آبى چو آتش و آهنى چون پرنيان * بىروان تن‌پيكرى پاكيزه چون در تن روان ار بجنبانيش آبست ار بلرزانى درخش * ار بيندازيش تير است ار بخمّانى كمان