رضا قليخان هدايت

1256

مجمع الفصحاء ( فارسي )

318 عطاردى خراسانى و هو حكيم عبد الرحمن بن محمد بفضايل و كمالات محلّى بود و از نقايص و معايب معرّا از معاصرين غزنويه و از مدّاحان سلطان غازى محمود غزنوى گويند ازهد و امجد شعراى آن عهد بود شعرش بغايت كم‌ياب است اين دو بيت و دو رباعى ازوست . و من اشعاره ملك قلاده است و او نگين قلاده * زين نگيرد قلاده جز بميانه حشمت او بر دهان دهر دهانه است * فضل نيارد لگام جز بدهانه * * * شد يار و مرا ببوسه خوشنود نكرد * پرسش ننمود و نيز بدرود نكرد آن آتش افروخته جز دود نكرد * از عشق بتان هيچ‌كسى سود نكرد به جهت شكستگى اعضاى معشوق گفته سيلى بارم برخ پر از خون جگر * آن روز كه مژگان ترا بينم تر اى چون شكر شكسته از پا تا سر * مگرى كه تباه گردد از آب شكر 319 عطاء رازى و هو خواجه عميد عطاء بن يعقوب كاتب يعرف بناكوك اعظم اعاظم زمان و افضل افاضل دوران بود عميديست كه ذاتش كاخ دانش را عماد و وجودش اهل بينش را عطاء خداداد در عربى و عجمى فصحاى عرب در حضرتش اعجمى بودندى و بلغاى جهانش ببالغيت ستودندى