رضا قليخان هدايت

1217

مجمع الفصحاء ( فارسي )

چون مرصع شد بهم فهرست آن مجموعه را * از براى مرزبان هفت كشور يافتند نعل مىبستند روزى اكدشانت را بروم * حلقه‌يى گم شد از آن در گوش قيصر يافتند شرح مىدادند وقتى جرعه‌ريزت را بمصر * قطره‌يى پالود از آن در حلق شكر يافتند بر درت ظلماتيان را بوسهء خشك آرزوست * اين سخن تر بود كز لفظ سكندر يافتند ايضا و له قصر هدى شد بسعى شاه مشيّد * رايت اسلام سركشيد بفرقد خسرو آفاق شاه عالم عادل * خسرو غازى طغان شه بن مؤيّد آنكه مركّب كند صواعق قهرش * خاصيت زهر در نبات طبرزد آنكه نشيند بعون بازوى و دستش * خنجر سوسن بجاى تيغ مهنّد از فزع قهر و شدّت غضب اوست * در دل كان دانه‌هاى خون معقّد زهرهء سنگ از شكوه او چو برآمد * گردش چرخش لقب نهاد زمرّد از دم سرد عدوى تو به طبيعت * جرم هوا بفسرد چو صرح ممرّد گر به مثل ارّه بر سرم نهد از جور * گردش ايّام چون حروف مشدّد دست اجل تا كه در نياردم از پاى * برنكنم سر ز خط حكم تو چون مد گرچه درين شعر يك‌دو قافيه ذالست * نه غرض از شعر قافيه است مجرّد خاصه چو اين جنس گفته‌اند بزرگان * عذر من از راه اقتداست ممهّد تا عرق خدّ نيكوان بود از لطف * راست چو بر برگ گل گلاب مصعّد همچو مى از قطره‌هاى خون جگر باد * خصم ترا از سموم غم عرق خد