رضا قليخان هدايت

1149

مجمع الفصحاء ( فارسي )

اگر شراب لب تست و نقل بوسهء تو * خوشا شراب و خوشا از شراب مست و خراب هوات قاصد جان منست و از تو مرا * نه قاصد و نه پيام و نه نامه و نه جواب حجاب زلف ز رخ دور كن يكى ساعت * ز شب چه ساخته‌اى پيش آفتاب حجاب بسا شبا كه تو برداشتى حجاب از رخ * شب سياه بيفكند جامه‌يى ز حجاب چو چهرهء تو برون آمد از حجاب دو زلف * برون دويد منجم گرفته اسطرلاب ز شرم گوى زنخدانت بر سپهر كبود * طپان شدند كواكب چو گوى در طبطاب هواى دلبر جانى همه خطاست خطا * ثناى مجلس عالى همه صواب صواب ز مركبت كه تن و تك ز كوه دارد و باد * زمانه را عجبست و ستاره را اعجاب گهى چو باد كنى كوه را سبك به عنان * گهى چو كوه كنى باد را گران به ركاب به دست و پاى گرفته است شكل تير و كمان * از آن بود به گه تك چو تير در پرتاب شود ز سرعت سيرش همى شهاب خجل * شود ز آتش نعلش همى ستاره كباب