رضا قليخان هدايت

1146

مجمع الفصحاء ( فارسي )

پايگاه همت عاليت را جويد همى * زان نيابد يك‌زمان از سير تسكين آفتاب ايضا در مدح سيد ابو القاسم على بن حسين شب آدينه و من مست و خراب * عاشقى در سر و در دست شراب عاشق و مست و خرابم چه كنم * عاشق آن به كه بود مست و خراب مر مرا شنبه و آدينه يكيست * كه چنين ديده‌ام از عشق صواب مى خورم سرخ‌تر از چشم خروس * در شب تيره‌تر از پر غراب كرد بر ديدهء من خواب حرام * عشق آن نرگس مست پرخواب هيچ تهديد عذابم مكنيد * كه مرا عشق بسنده است عذاب نتوان خورد غم كار جهان * كه جهان سايهء ابرست و سراب غم بدانديش خداوند خورد * جغد شايسته‌تر آيد به خراب كف بخشندهء او بحر محيط * لفظ فرخندهء او درّ خوشاب عاشق خدمت او هرچه قلوب * عاجز منّت او هرچه رقاب اى ترا ابر درم‌بار لقب * اى ترا بحر گهربخش خطاب بر بدانديش تو اقبال و قبول * نتوان بست به زنجير و طناب به تكلّف نشود چون تو عدوت * نتوان يافت جوانى به خضاب زور روباه نگردد چو هژبر * چنگ گنجشك نباشد چو عقاب لفظ گردد به مديح تو مليح * طبع يابد به ثناى تو ثواب تا روانست پس آنگاه خرد * تا سؤالست پس آنگاه جواب ناصحت باد به هر كار مصيب * حاسدت باد به هر باب مصاب ايضا در مدح سيد الاجل ابو القاسم چند بارم از فراق دلبران از ديده آب * چند باشم زرد و گريان همچو شمع از سوز و تاب