رضا قليخان هدايت
1092
مجمع الفصحاء ( فارسي )
به دو چشم نيم مستت كه طرب بزاد از وى * كه تو روح اوّلينى وز هيچكس نزادى ايضا هر روز بامداد طلبكار ما توى * ما خوابناك و دولت بيدار ما توى زان دلخوشيم و شاد كه جانبخش ما توى * زان سرخوشيم و مست كه دستار ما توى طوطى غذا شديم كه تو كان شكرى * بلبل نوا شديم كه گلزار ما توى زان همچو گلشنيم كه دارى تو صد بها * زان سينه روشنيم كه دلدار ما توى در بحر تو ز كشتى بىدستوپاتريم * آواز رقص و جنبش رفتار ما توى هر چاره گر كه هست نه سرمايهدار تست * از جمله چاره باشد ناچار ما توى دل را هرآنكه بود از آنهاش جان گرفت * تا گفتهاى به دل كه گرفتار ما توى گهگه گمان بريم كه اين جمله فعل ماست * اين هم ز تست مايهء پندار ما توى چيزى نمىكشيم كه ما را تو مىكشى * چيزى نمىخريم خريدار ما توى از گفت توبه كردم اى شه گواه باش * بىگفت و ناله عالم اسرار ما توى